کتاب‌های سایت


پیوندسرا






آخرین تغییرات

پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۹
جاده: رضا پوردیان

پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۹
غروب: جان دبلیو کمبل / سمیه کرمی

پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۹
چاه آخر دنیا: ویلیام موریس / فرزین سوری

پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۹
ماشیاک‌ها: ابراهیم تقوی

پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۹
ویلیام موریس، پدر همه‌ی فانتزی‌های مدرن: فرزین سوری

پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۹
تخیل خلاق و رمان تیغه‌ی کاوکی: جواد فعال علوی

پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۹
شاگرد مامور ترور: محمدحسین عبدالهی ثابت

پنجشنبه ۳۱ تیر ۱۳۸۹
دمی درنگ می‌کنم۱: راجر زلازنی / شیرین سادات صفوی

دوشنبه ۱۰ خرداد ۱۳۸۹
کتابِ خون: پی‌نوشت: کلایو بارکر / محمدحسین عبدالهی ثابت

جمعه ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۹
در مسیر ققنوس(معرفی کتاب): بردیا سعادت / بهزاد قدیمی



آنلاین

مهمان: 15
کاربر: 0
در این صفحه: 1
تعداد کاربران: 3450, جدیدترین کاربر: خداي سايان ها

در تاریخ یکشنبه ۸ بهمن ۱۳۸۵ ارسال محتوا چاپ محتوا
در شاخه کتاب‌خانه > مصاحبه، گزارش و مقاله
دفعات بازدید: 1865
امتیاز داده نشده -
بردبری‌نامه


نوشته: فرامرز فروزش لیست نویسنده

در ۲۲ اوت ۱۹۲۰ میلادی از مادری سوئدی‌تبار و پدری آمریکایی، به نام «ریموند داگلاس بردبری» در «واک‌گان» از توابع «ایلینویز» به دنیا آمد. شهری کوچک و آرام در آن سال‌های اوایل قرن که بارها و بارها در آثار بردبری خود را تکرار کرده است. یکی از بهترین توصیف‌ها را می‌توان در «حکایت‌های مریخ» بردبری، داستان «هیأت سوم» یافت. هر چند اوضاع کاملاً صلح‌آمیز نبود و کوکلوس‌کلان هنوز قدرتی داشتند و صلیب‌های لینچ[1] بود که این‌ور و آن‌ور برپامی‌شد. «راهی در میان آسمان‌ها»ی بردبری، شرحی از این تصاویر هم در پس خود دارد.

در سینمای کوچک همان شهر بود که خودش را مجبور می‌کرد پای فیلم‌های ترسناک بنشیند تا ترسش بریزد. خواست هنرپیشه شود، اما سرنوشتش چیز دیگری بود. همان دوران هم بود که با «ادگار آلن‌پو»[2]ی هولناک آشنا شد و عاشق وحشت شد.

روح پو را بهتر از همه‌جا می‌توان در «آشر II» در بردبری دید و علاقه‌ی بردبری را هم در «تبعیدی‌ها» که آلن‌پو آن‌جا سردسته‌ی رافضی‌های خیالباف است. آلن‌پو هنوز هم که هنوز است در آثار ری دیده می‌شود.

از دوازده سالگی می‌نوشت. تحصیلات عالیه نداشت. پس از اتمام دبیرستان تصمیم گرفت در کتابخانه‌ی عمومی خودش را باسواد کند و همین کار را هم کرد.

اندکی پیش از آن چهارده‌ساله بود که خانواده‌اش به لوس‌آنجلس نقل مکان کردند. اموراتش در آن دوران به خصوص از روزنامه‌فروشی می‌گذشت. در همان حال تمرین نوشتن می‌کرد و آثار کلاسیک. در همان دوران از «لی برکت»[3] هم کمک بسیار گرفت. تا بالاخره «کاتنر»[4] در سال ۱۹۴۱ اولین اثرش را برای او فروخت.

بردبری در ۱۹۴۷ ازدواج کرد. بدون شک نظرش راجع به زنان از رابطه‌ی شصت ساله‌اش با مارگرت، همسرش، و چندین سال دوستی‌اش با لی برکت تأثیر گرفته است. اگر از شیاطین و وسوسه‌گران زن آثار بردبری بگذریم، زن‌های آفریده‌ی بردبری با این‌که رمز و راز و حکمت و همیشه درستی زن‌های هاین‌لاین را ندارند و آن‌قدر نمی‌درخشند، اما در عوض قابل اعتماد هستند و رابطه‌ای انسانی و باورپذیر با اطرافشان برقرار می‌کنند.

او و همسرش مارگرت صاحب چهار دختر شدند. تأثیر زندگی خانوادگی بر او و نظرش در مورد خانواده را در بسیاری از آثارش می‌توان دید. یکی از درخشان‌ترین این آثار «موشک» از مجموعه‌ی «مرد مصور» است. همان موقع‌ها بود که داستان‌های کوتاه مریخی‌اش را جمع کرد، و با افزودن چند میان‌پرده‌ی شاعرانه بین داستان‌های آن «حکایت‌های مریخ» منتشر کرد. با انتشار این اثر، اگر چه نه در مدت زمانی کوتاه، به عنوان نویسنده‌ای باجرأت و روشن‌بین به شهرت رسید.

سال بعد «مرد مصور» را منتشر کرد و بعد از آن هم از روی داستان کوتاه آتش‌نشان[5] «۴۵۱ درجه‌ی فارنهایت» را نوشت که البته این اثر چنان که می‌دانیم به «فارنهایت ۴۵۱» مشهور است. مایکل مور[6] نام فیلم جنجالی خود «فارنهایت ۹/۱۱»[7] را از نام این کتاب گرفته است. اگرچه بعداً بردبری شکایت کرد و البته قسمتی از دلایل شکایتش هم تفاوت پارتی سیاسیش با مور بود.

از میان سایر آثار شاخص بردبری جز «چیزی شوم از این سو می‌آید»[8] باید به فیلم‌نامه‌ی «موبی‌دیک»[9] (نهنگ سفید) فیلم جان هیوستون[10] اشاره کرد. بردبری نویسنده‌ای بسیار پرکار بوده است و این را هم در تعداد نوشته‌های داستانی و فیلم‌نامه‌ها و نمایش‌نامه‌ها و هم از مقالات فرهنگی و کتب غیرداستانی‌اش می‌توان به یقین دریافت.

  • در یکی از صحنه‌های پایانی فیلم «۴۵۱ درجه‌ی فارنهایت»، جوانی پیش قهرمان داستان می‌آید و می‌گوید: «من حکایت‌های مریخ ری بردبری هستم.». جمله در کتاب نیست.

  • در بلیدرانر[11] ریدلی اسکات[12]، اسم ساختمان کلیدی داستان، «ساختمان بردبری» است.

  • بردبری هم مثل کلارک[13] یک بار برای پلی‌بوی مطلب نوشته است.

در پایان چند جمله‌ای از بردبری را با ترجمه‌ی دوست عزیزم، آقای محمدرضا قربانی بخوانید:

  • نیاندیش. اندیشیدن دشمن خلاقیت است. خودآگاهی و هرچه خودآگاهی‌منش است، ناپاک است. سعی نکن کاری انجام دهی. کار خودش انجام می‌شود.

  • هر روز که از خواب بر می‌خیزم و از تخت بیرون می‌آیم، پایم را روی یک مین می‌گذارم. آن مین خودمم. بعد از آن انفجار بقیه‌ی روز را به سر هم کردن خودم می‌گذرانم.

  • اول بفهم که شیرمرد یا شیرزن‌ات چه می‌خواهد، سپس وقتی آن مرد یا آن زن از خواب برخاست، فقط تمام روز دنبالش کن.

  • اول از روی صخره پایین بپر، توی مسیر پایین بال را بساز.

  • من سعی نمی‌کنم آینده را شرح دهم. سعی دارم از آن پرهیز کنم.

  • می‌دانم که پیش از این هزار دفعه شنیده‌اید. اما درست است، نابرده رنج، گنج میسر نمی‌شود. اگر می‌خواهی خوب باشی، باید تمرین کنی، تمرین کنی. اگر عاشق چیزی نیستی، پس انجامش نده.

  • اگر از کاری که انجام می‌دهی، خوشت نمی‌آید، پس انجامش نده.

  • اگر رویای درستی ببینید و افسانه‌هایتان را با مردم شریک شوید، می‌خواهند بزرگ شوند تا شبیه شما باشند.

  • زندگی پر خطر یعنی اول از صخره پریدن و بعد در مسیر پایین بال را درست کردن.

  • عشق. عاشق شو و عاشق بمان. آن‌چه عشقت می‌کشد بنویس و آن‌چه می‌نویسی دوست بدار. کلمه‌ی کلیدی عشق است. باید صبح‌ها از خواب بلند شوی و آن‌چه عشقت می‌کشد بنویسی، چیزی که ارزش زندگی کردن داشته باشد.

  • بهترین دانشمند آن است که به تجربه اهمیت می‌دهد و با احساس آغاز می‌کند – با این تفکر که هر چیزی ممکن است.

  • از سوزاندن کتاب‌ها جرایم بدتری هم داریم. یکی‌شان این است که نخوانیمشان.

  • ما ناممکنی هستیم در جهانی ناممکن

  • باید آن‌قدر در نوشتن مست شوی که واقعیت تو را نابود نکند.

  • آه از این تصویرنما! این هیولای پُرنیرنگ حیلت‌باز، مدوزایی[14] که هر شب کرور کرور انفاسِ خیره به خود را بهت‌زده سنگ می‌کند. سیرنی[15] که شیرین می‌خواندت به هوشبر نغمه‌ای، و دلپذیرند آن بی‌شمار وعده‌هایش، لیک در انجام بس ناچیز است داده‌اش.



[1] لینچ کردن عبارت است از فرایندی که طی آن کوکلوس‌کلان‌ها سیاهان را به هر جرمی یا بدون جرم، می‌گرفتند و به صلیب می‌کردند و زنده می‌سوزاندند و به هر نوع مجازات غیرقانونی هم اطلاق می‌شود.

[Edgar Allen Poe [2 پدر سبک وحشت مدرن

[Leigh Brackett [3: لی داگلاس برکت،‌ نویسنده‌ی آمریکایی ژانر علمی‌تخیلی، کارآگاهی، فانتزی علمی و وحشت (1978-1915). بیشتر به خاطر فیلم‌نامه‌هایی که نوشته شهرت دارد. از جمله فیلم‌نامه‌هایی که نوشته قسمت پنجم جنگ‌های ستاره‌ای با عنوان «امپراطوری مقابله به مثل می‌کند» است. داستان‌های کوتاه متعددی هم نوشته که برخی از آن‌ها در مجله‌ی داستان‌های حیرت انگیز علمی‌تخیلی به چاپ رسیده‌اند. اولین داستان علمی‌تخیلی او «پویش مریخی» نام داشت. سبک داستان‌های علمی‌تخیلی او را اپرای فضایی و رومنس بین سیاره‌ای می‌دانند.

[4] Henry Kuttner: 1958-1915 نویسنده‌ی آمریکایی ژانر علمی‌تخیلی و فانتزی. داستان‌های کوتاه و رمان‌های بسیاری در این ژانر نوشته است.

[5] The Fireman

[6] Michael Moore

[7] Fahrenheit 9/11, 2004, The temperature where freedom burns!

[8] Something Wicked This Way Comes

[9] Mobidick

[10] John Huston

[11] Bladerunner

[12] Ridely Scott

[13] Arthur C. Clarke

[14] Medusa

[15] Siren

آکادمی فانتزی، مرجع هواداران علمی‌تخیلی و فانتزی

١٣٨٨-١٣٨٣

کلیه‌ی حقوق نشر مطالب این‌ وب‌گاه محفوظ بوده و نشر مجدد محتوای نگارش و برگردان وب‌گاه تنها با اجازه‌ی کتبی و یا بر اساس اجازه‌نامه‌ها و مجوزها مجاز است.
نادیده گرفتن این حقوق مالکیت معنوی بر اساس قوانین مؤلفین و مصنفین قابل پیگرد قانونی است.


e107 0.7.11 - SiteCraft 0.8.66

FireFox 3+ or Internet Explorer 7+ Strongly Recommended