ماهنامه‌ی شگفت‌زار شماره‌ی ۴۰

به درود آقای اسپاک

 

گاهی اوقات یک اتفاق و یک تصادف ساده باعث تغییر مسیر زندگی یک انسان برای همیشه می‌شود. زمانی که به لئونارد نموی جوان پیشنهاد شد تا نقش یک موجود دورگه‌ی زمینی – فضایی را برای سریالی تلویزیونی بازی کند شاید نه خود او نه هیچ‌یک از تهیه‌کنندگان آن سریال گمان نمی‌کردند که آن شخصیت برای همیشه با نام و چهره و صدای نموی گره بخورد و تمام زندگی حرفه‌ای او را تحت تأثیر قرار دهد.

پیشتازان فضا سریالی مهم در تاریخ سریال‌های علمی تخیلی بود و اهمیت آن دلایل مختلفی داشت. فارغ از داستان‌های جذاب هر اپیزود و استانداردهای زمان خود در سریال سازی، موضوعی که باعث تأثیرگذاری این سریال می‌شد، زمان ساخت و پخش آن و محتوای کلی آن بود. محتوایی که به کاوش و بررسی و اکتشاف دنیاهای نو و مواجه‌شدن ما با قلمروهای تازی در فضا ارتباط داشت. در دورانی که آمریکا آماده می‌شد تا پروژه بلندپروازانه فتح ماه را به اجرا درآورد صدای پرطنینی که در ابتدای این سریال برای مخاطبان زمزمه می‌کرد که فضا آخرین سرحدات نامکشوف پیش روی بشر است و از داستان سفر اینترپرایزی می‌گفت که جسورانه و دلیر برای کشف این دنیاهای جدید می‌رود نه‌تنها ذهن علاقه‌مندان را به این موضوع جلب می‌کرد، که در دل بسیاری از نوجوانانی که مخاطب این برنامه بودند شور و اشتیاق ورود به دنیای علم و فناوری را فروزان می‌کرد. پیشتازان فضا در این کار موفق بود و شاهد آن خیل عظیم دانشمندانی هستند که امروز در حوزه‌های مختلف در حال فعالیت‌ هستند و وقتی از آن‌ها سوال می‌شود اولین بار چه زمانی فکر کردید که می‌خواهید وارد دنیای علم شوید به شما خواهند گفت با تماشای پیشتازان فضا.

اما در دنیای پیشتازان فضا با همه آینده‌نگری‌ها و داستان‌های زمینه خود شخصیت‌های اصلی سفینه اینترپرایز بودند که داستان را پیش می‌بردند و در آن بین آقای اسپاک بازمانده دورگه‌ای از تمدنی ویران‌شده و حاصل ازدواج پدری وُلکان با مادری زمینی در نقش افسر علمی سفینه بود که برای بسیاری از بیننده‌ها چهره‌ای محبوب به شمار می‌رفت.

آقای اسپاک با بازی لئونارد نموی جوان با آن گوش‌های دراز – که باعث شده بود برخی از بیننده‌های ایرانی آن را به هنرپیشه نقش گوش درازه‌ی پیشتازان فضا بشناسند - نمادی از منطق افراطی و استفاده از راه‌حل منطقی در مواجه با مسائل بود. رفتار به‌ظاهر سرد و برخورد منطقی او با رویدادها در مواجهه با رفتارهای شورمندانه کاپیتان کِرک و تلاش مشترک آن‌ها برای حل مسائلی که در داستان خود را نشان می‌داد باعث می‌شد تا فضایی روایت جذابی شکل بگیرد.

ولکان‌ها موجودات صد در صد منطقی هستند، در تصمیم‌گیری‌های آن‌ها هرگز عنصر عاطفه و احساسات دخیل نیست، با این‌حال تصمیم‌های اسپاک حتا در لحظه‌های بسیار حساس، حتا وقتی که پای مرگ و زندگی خدمه در میان بود، هرگز به نظر بی‌رحمانه و غیرانسانی نمی‌آمد. در واقع می‌شود بگوییم اسپاک که نیمه‌انسان بود، تصمیم‌هایش، همگی تصمیم‌های درست انسانی بودند. شاید آن طور که برخی اندیشمندان گمان می‌کنند، احساسات همان نقطه‌ی ضعف ما باشد و بی آن‌ها بهتر شویم! کسی چه می‌داند.

 

لئونارد نموی تنها بازیگر پیشتازان فضا نبود اما برای همیشه تحت سایه نقش آقای اسپاک قرار داشت.

نموی که در سال 1931 به دنیا آمده بود از دوران جوانی و حدود 20 سالگی با شرکت در کارگاه‌های بازیگری وارد فعالیت‌های هنری شد. حضور در چندین برنامه تلویزیونی و فیلم کوتاه را تجربه کرده بود و در سال 1965 نقش آقای اسپاک را بر عهده گرفت. این سریال تا سال 1969 پخشش ادامه یافت و درعین‌حال لئونارد نموی این نقش را در 8 فیلم سینمایی مرتبط با این دنیا نیز تکرار کرد و از جمله آخرین باری که مقابل دوربین قرار گرفت در همین نقش و در فیلم پیشتازان فضا به‌سوی تاریکی بود.

نموی در حوزه بازیگری تلویزیونی در دو فصل سریال ماموریت غیرممکن نیز حضور داشت و پس ‌از آن جسته‌ وگریخته در برخی سریال‌ها حضور می‌یافت. آخرین حضور تلویزیونی او در سریال فرینج بود، ساخته جی جی آبرامز که او در نقش ویلیام بل شریک دانشمند والتر بیشاپ و رییس شرکت مسیو داینامیک پس از یک فصل کامل تعلیق در برابر دوربین حاضر شد. مردی که در جهانی دیگر سکنی گزیده بود هنوز هم می‌توانست با صدا و بازی خیره‌کننده‌اش مخاطب را میخکوب کند.

اما نموی تنها بازیگر نبود او نویسنده فیلم‌نامه و کارگردان هم بود و یکی از فیلم‌های کمدی او به نام سه مرد و یک بچه موفقیت خوبی کسب کرده بود. او آلبوم‌های موسیقی متعددی منتشر کرد که البته منتقدان چندان با آن بر سر مهر نبودند اما در عوض کارهای عکاسی و شعرهای او با استقبال گسترده‌ای مواجه شده بود.

اما این آقای اسپاک بود که او را تعریف می‌کرد. خود او در مصاحبه‌ای گفته بود که زمانی که مشغول بازی نقش اسپاک بوده است چطور شخصیت این کاراکتر بر او تأثیر گذاشته و برای مدتی او را وادار کرده بود تا در همه امور کمتر احساسی باشد و بیشتر منطقی و عقلانی رفتار کند البته این‌همه خروجی این دوره کاری نبود فشار کار در دوره‌ای باعث شده بود تا او به الکل معتاد و مدتی را برای ترک آن بستری شود.

نموی که 30 سال قبل از مرگش سیگار را ترک کرده بود دچار عارضه ریوی بود که دلیل آن را همان دوره اعتیاد به سیگار می‌دانست و درنهایت همین بیماری باعث مرگ او در سن 83 سالگی شد.

مرگی که موجی از تأسف را به همراه داشت. از باراک اوباما رییس‌جمهور آمریکا تا جاستین ترودو رهبر حزب لیبرال کانادا، از فضانوردان ایستگاه بین‌المللی فضایی تا دانشمندان مراکز تحقیقاتی و از همه مهم‌تر همه‌ی ‌کسانی که در این سال‌ها با نقش او به علم علاقه‌مند شده بودند به یاد او سلام ولکانی او را تکرار کردند. او بدون شک طولانی و سعادتمند زیست اما برای مردمانی چون او این مدت طولانی چندان هم بلند نیست.

اتفاق‌هایی این چنین، به ما یادآوری می‌کنند که چقدر این «تصاویر متحرک» روی پرده‌های بزرگ سینماها و توی تلویزیون‌های ما مهم هستند، چقدر به اندازه‌ی خود زندگی اهمیت دارند و  آدم‌هایی که روی این پرده‌ها زندگی کرده‌اند، اگرچه واقعی نبوده‌اند، ولی روی شناخت ما از خودمان و روابط انسانی و هزاران مفهوم دیگر نقش داشته‌اند و گاه انگیزه‌ای بوده‌اند برای تغییر دادن بسیار زندگی‌های دیگر. بی شک افسر علمی سفینه‌ی اینترپرایز یکی از این آدم‌ها بود و اگرچه حالا که رفته شاید دیگر کسی جایش را نگیرد، ولی در خاطره‌ی بسیاری از آدم‌ها از چندین نسل مختلف باقی خواهد ماند.

نموی هنرمندی بود که شاید بدون آن که خود بداند و یا بخواهد نقش مهمی در ترویج علم در جهان برداشت.

پوریا ناظمی