ویکنت دو نیم شده

 

 

نام کتاب: ویکنت دو نیم شده(۱)

نویسنده: ایتالو کالوینو(۲) 

مترجم: پرویز شهدی

ناشر: نشر چشمه

نوبت چاپ: پنجم، بهار 1388

شمارگان: 2000 نسخه

قیمت: 2500 تومان

120 صفحه

 

  «ويکنت دو نيم شده» اولين کتاب از سه کتاب مستقل مجموعه «نياکان ما» اثر   ايتالو کالوينو است. این داستان دومین  اثر داستانی این نویسنده مشهور ايتاليايي/کوبايي نيز محسوب می‌شود. به طور مشخص قلم نويسنده در اين اثر هنوز به آن پختگی لازم معروف ايتالو کالوينو نرسیده است. هنوز نمی‌توان طنز سیاسی/اجتماعی ویژه کالوينو نظير کتاب «بارون درخت‌نشین» را در آن ديد و يا از آن ايجاز گویی و کم و پر گویی موجود در «شواليه ناموجود» و یا فانتزی خالص «کمدی کيهانی» اثری دید. اما در عوض رد پای نبوغ او را در ايده پردازی و شخصیت پردازی در اين کتاب می‌توانيد به وضوح ببينيد.

نوشتن در مورد این داستان، بدون آن که آن را لو بدهی بسیار سخت است. داستان، همان‌طور که از عنوان آن مشخص است، داستان ويکنتی است که طی جنگ به دو نيمه تقسیم می‌شود. نيمی شر مطلق و نيمی خیر مطلق. او با به نمايش گذاشتن اين دو نيمه در مقابل زندگی مردم عادی که ترکیبی از اين دو هستند، کاريکاتوری از شخصیت‌های شر و خیر می‌سازد و ضمن آن نشان می‌دهد که همان قدر که شر مطلق مضر است، ممکن است خیر مطلق هم مشکل‌زا باشد و به وضوح از زبان شخصیت‌های داستان می‌شنویم که :«نیمه خوب به مراتب بدتر از نیمه بد است.»

اگر نگاهی به زندگی‌نامه ایتالو کالوینو بیندازیم مشخص می‌شود که وی یک سال قبل از نوشتن داستان سفری به شوروی داشته است و اگر بخواهیم دیدگاه سیاسی را در این داستان بررسی کنیم، احتمالاً شخصیت خیر بیشتر به یک رفیق معتقد کمونیست می‌خورد تا یک سرمایه‌دار بی‌رحم! اما بیش از همه به نظر می‌رسد که این داستان یک هجو اجتماعی است و پر است از شوخی‌ها و کاریکاتورهایی از شخصیت‌های مختلف. به خصوص کالوينو با دانشمندها و پزشک‌ها در این داستان خیلی شوخی کرده است. یکی از اولين شوخی‌هایش آن جا ا‌ست که پزشکان نیمه‌ی شر را پیدا می‌کنند وهمه زخمی‌هایی در حال مرگ را رها می‌کنند تا بمیرند و به یک نیمه انسان که اصولاً امکان ادامه حیات برای آن متصور نیست می‌پردازند تا او را نجات بدهند. در میانه و پایان کتاب هم با دکتر تریلونی بسیار شوخی می‌کند. به عنوان نمونه به معرفی دکتر توجه کنید:

«دکتر تریلونی انگلیسی بود. او پس از غرق شدن کشتی‌اش، سوار بر بشکه‌ای از شراب بردو به ولایت ما آمده بود. او سراسر عمرش پزشک نیروی دریایی بوده و در سفرهای خطرناکی، از جمله سیاحت‌های کاپیتان کوک معروف شرکت کرده بود. ولی از دنیا هرگز چیزی ندیده بود، چون همه وقتش را زیر عرشه به بازی ورق گذرانده بود.»

از آن جایی که دوست ندارم داستان را برای دوستانی که آن را نخوانده‌اند لو بدهم و می‌خواهم آن‌ها نیز از خواندن آن لذت ببرند، فقط توجه دوستان را به چند نکته کوچک جلب می‌کنم که در خواندن کتاب می‌توانند مورد نظر داشته باشند.

  •  نگاه طنز به جنگ‌های صلیبی و شوالیه‌بازی بخش اول داستان را پر کرده است. شاید نویسنده قصد داشته این موضوع را بیشتر بپردازد. اما بعد ناگهان به محیط ساده و بی آلایش روستایی می‌رود.
  • نیمه‌ی شر، نیمه راست و فاقد قلب آدم است و در عوض نیمه‌ی خیر نیمه چپ و دارای قلب است.
  • نیمه‌ی شر اول از راه می‌رسد و نیمه‌ی خیر بعداً. به نوعی اشاره می‌شود که تنها با بودن شر است که خیر معنا پیدا می‌کند.
  •  نیمه‌ی شر توسط پزشکان و علم نجات پیدا می‌کند و نیمه خیر توسط راهبان صلح‌جو نجات پیدا می‌کند.
  •  انتخاب راوی اول شخص بچه و حکایت از زبان او، باعث راحت دیدن و ساده دیدن ماجراهای پیچیده و غیرقابل قبول می‌شود. کالوینو این کار را بعداً در بارون درخت نشین نیز به خوبی انجام داد. در اول داستان ما از زبان یک کودک ماجرای لج‌بازی برادرش را می‌شنویم و باور می‌کنیم و بعد تمام اتفاقات غیرمنتظره‌ی بعدی را هم قبول می‌کنیم.  بررسی این روش استفاده از راوی، به نظرم یک شاهکار از کالوینو است.
  •  توجه به اقلیت‌ها در داستان‌های کالوینو جایگاه خاصی دارد. او در این کتاب نیز با یک اقلیت مذهبی و یک اقلیت بیمار  با روش خاص خودش شوخی کرده است.
  • هر چند داستان عاشق شدن و نامزدی ویکنت شالوده اصلی داستان است تا نشان بدهد که تنها عشق است که می‌تواند خوبی و بدی را به هم پیوند بدهد. اما شخصیت نامزد ویکنت، یک کاریکاتور وارونه از شخصیت‌های مؤنث رمان‌های عاشقانه است.
  •  یکی از نکاتی که بد نیست در داستان به آن دقت کنید، مسری بودن شر و خیر در داستان است. وقتی تنها نیمه‌ی شر حضور دارد، مردم هم شرور می‌شوند و وقتی نیمه‌ی خیر از راه می‌رسد مردم هم رفتار خیرخواهانه از خودشان نشان می‌دهند.

از این کتاب ترجمه دیگری به نام «ویکنت شقه شده» هم به ترجمه‌ی بهمن محصص توسط انتشاراتی ثاقب در سال 1380 به چاپ رسیده است که چون آن ترجمه را در دسترس ندارم نمی‌توانم مقایسه‌ای بکنم.  اما ترجمه‌ی پرویز شهدی به نظرم ساده و روان بود. وی قبلاً نیز ترجمه‌ی «شوالیه ناموجود» ازهمین نویسنده را انجام داده است و به اندازه کافی با نثر و دیدگاه کالوینو آشنا است. ضمن آن که از اسم داستان هم مشخص است، نسبت به استفاده از کلمات ساده و روان فارسی تعصب دارد.

این که آیا می‌شود این کتاب را جزو فانتزی محسوب کرد یا رئالیسم جادوئی کمی جای بحث دارد. شاید تنها نکته فانتزی داستان، زنده ماندن دو نیمه‌ی انسان و تجمع نیروی خیر و شر فرد هر یک در یک نیمه است که از نظر عقلی غیرممکن است. اما کالوینو آن را انجام شدنی فرض کرده و بقیه داستان حول همین واقعه می‌گردد. برخلاف رئالیسم جادوئی چون تمام ماجرا حول همین نکته می‌چرخد، من آن را جزو ادبیات فانتزی تقسیم بندی می‌کنم. هر چند شاید فانتزی نازکی  محسوب شود.

در مجموع اگر بخواهم به این کتاب از میان سه‌گانه «نیاکان ما» کالوینو، نمره بدهم. پایین‌ترین نمره را به آن می‌دهم. در حالی که برای دادن بالاترین نمره بین بارون درخت‌نشین و شوالیه ناموجود ممکن است دو دل بشوم. هر چند بارون درخت‌نشین آخر سر برنده اصلی است.

در نهایت خواندن و لذت بردن از این کتاب را به همه دوستداران ایتالو کالوینو توصیه می‌کنم. به خصوص حالا که آثار طنز فاخر کمتر در قفسه‌های کتاب پیدا می‌شود، خواندن این اثر از کالوینو لذت خاص خود را دارد. کالوینو شما را به قهقهه نمی‌اندازد. اما در حال خواندن کتاب همیشه لبخند بر لب دارید و بعد از خواندنش نیز می‌توانید کلی روی آن فکر کنید. در ضمن خاصیت کتاب‌های کالوینو آن است که دوباره و چند باره خواندنش هم برای شما لذت‌بخش است.

 

*از این نویسنده، دو کتاب «شوالیه‌ی ناموجود» و «کمدی‌های کیهانی» نیز در آکادمی فانتزی معرفی شده‌اند.

ویکنت دو نیم شده(۱)

نویسنده: ایتالو کالوینو(۲) 

مترجم: پرویز شهدی

ناشر: نشر چشمه

نوبت چاپ: پنجم، بهار 1388

شمارگان: 2000 نسخه

قیمت: 2500 تومان

120 صفحه

مجید دهقان

«ويکنت دو نيم شده» اولين کتاب از سه کتاب مستقل مجموعه «نياکان ما»(۳) اثر ایتالو کالوینو است. این داستان دومین  اثر داستانی این نویسنده مشهور ايتاليايي/کوبايي نيز محسوب می‌شود. به طور مشخص، قلم نويسنده در اين اثر هنوز به آن پختگی لازم معروف ايتالو کالوينو نرسیده است. هنوز نمی‌توان طنز سیاسی/اجتماعی ویژه کالوينو نظير کتاب  «بارون درخت‌نشین»(۴) را در آن ديد يا از آن ايجاز گویی و کم و پر گویی موجود در «شواليه ناموجود»(۵) یا فانتزی خالص «کمدی کيهانی»(۶) اثری دید. اما در عوض رد پای نبوغ او را در ايده‌پردازی و شخصیت‌پردازی در اين کتاب می‌توانيد به وضوح ببينيد.

نوشتن در مورد این داستان، بدون آن که آن را لو بدهی، بسیار سخت است. داستان، همان‌طور که از عنوان آن مشخص است، داستان ويکنتی است که طی جنگ به دو نيمه تقسیم می‌شود. نيمی شر مطلق و نيمی خیر مطلق. او با به نمايش گذاشتن اين دو نيمه در مقابل زندگی مردم عادی که ترکیبی از اين دو هستند، کاريکاتوری از شخصیت‌های شر و خیر می‌سازد و ضمن آن نشان می‌دهد که همان‌قدر که شر مطلق مضر است، ممکن است خیر مطلق هم مشکل‌زا باشد و به وضوح از زبان شخصیت‌های داستان می‌شنویم که :«نیمه خوب به مراتب بدتر از نیمه‌ی بد است.»

اگر نگاهی به زندگی‌نامه ایتالو کالوینو بیندازیم، مشخص می‌شود که وی یک سال قبل از نوشتن داستان سفری به شوروی داشته؛ و اگر بخواهیم دیدگاه سیاسی را در این داستان بررسی کنیم، احتمالاً شخصیت خیر بیشتر به یک رفیق معتقد کمونیست می‌خورد تا یک سرمایه‌دار بی‌رحم! اما بیش از همه به نظر می‌رسد که این داستان یک هجو اجتماعی است و پر است از شوخی‌ها و کاریکاتورهایی از شخصیت‌های مختلف. به خصوص کالوينو با دانشمندها و پزشک‌ها در این داستان خیلی شوخی کرده است. یکی از اولين شوخی‌هایش آن‌جا ا‌ست که پزشکان نیمه‌ی شر را پیدا می‌کنند و همه‌ی زخمی‌هایی در حال مرگ را رها می‌کنند تا بمیرند و به یک نیمه انسان که اصولاً امکان ادامه حیات برای آن متصور نیست، می‌پردازند تا او را نجات بدهند. در میانه و پایان کتاب هم با دکتر تریلونی(۷) بسیار شوخی می‌کند. به عنوان نمونه به معرفی دکتر توجه کنید:

«دکتر تریلونی انگلیسی بود. او پس از غرق شدن کشتی‌اش، سوار بر بشکه‌ای از شراب بوردو به ولایت ما آمده بود. او سراسر عمرش پزشک نیروی دریایی بوده و در سفرهای خطرناکی، از جمله سیاحت‌های کاپیتان کوک معروف شرکت کرده بود. ولی از دنیا هرگز چیزی ندیده بود، چون همه وقتش را زیر عرشه به بازی ورق گذرانده بود.»

از آن‌جایی که دوست ندارم داستان را برای دوستانی که آن را نخوانده‌اند لو بدهم و می‌خواهم آن‌ها نیز از خواندن آن لذت ببرند، فقط توجه دوستان را به چند نکته کوچک جلب می‌کنم که در خواندن کتاب می‌توانند مورد نظر داشته باشند.

  •  نگاه طنز به جنگ‌های صلیبی و شوالیه‌بازی، بخش اول داستان را پر کرده است. شاید نویسنده قصد داشته این موضوع را بیشتر بپردازد. اما بعد ناگهان به محیط ساده و بی آلایش روستایی می‌رود.
  • نیمه‌ی شر، نیمه راست و فاقد قلب آدم است و در عوض نیمه‌ی خیر نیمه چپ و دارای قلب است.
  • نیمه‌ی شر اول از راه می‌رسد و نیمه‌ی خیر بعداً. به نوعی اشاره می‌شود که تنها با بودن شر است که خیر معنا پیدا می‌کند.
  •  نیمه‌ی شر توسط پزشکان و علم نجات پیدا می‌کند و نیمه‌ی خیر توسط راهبان صلح‌جو نجات پیدا می‌کند.
  •  انتخاب راوی اول شخص بچه و حکایت از زبان او، باعث راحت دیدن و ساده دیدن ماجراهای پیچیده و غیرقابل قبول می‌شود. کالوینو این کار را بعداً در بارون درخت‌نشین نیز به خوبی انجام داد. در اول داستان ما از زبان یک کودک ماجرای لج‌بازی برادرش را می‌شنویم و باور می‌کنیم و بعد تمام اتفاقات غیرمنتظره‌ی بعدی را هم قبول می‌کنیم.  بررسی این روش استفاده از راوی، به نظرم یک شاهکار از کالوینو است.
  •  توجه به اقلیت‌ها در داستان‌های کالوینو جایگاه خاصی دارد. او در این کتاب نیز با یک اقلیت مذهبی و یک اقلیت بیمار  با روش خاص خودش شوخی کرده است.
  • هر چند داستان عاشق شدن و نامزدی ویکنت، شالوده‌ی اصلی داستان است تا نشان بدهد که تنها عشق است که می‌تواند خوبی و بدی را به هم پیوند بدهد، اما شخصیت نامزد ویکنت، یک کاریکاتور وارونه از شخصیت‌های مؤنث رمان‌های عاشقانه است.
  •  یکی از نکاتی که بد نیست در داستان به آن دقت کنید، مسری بودن شر و خیر در داستان است. وقتی تنها نیمه‌ی شر حضور دارد، مردم هم شرور می‌شوند و وقتی نیمه‌ی خیر از راه می‌رسد، مردم هم رفتار خیرخواهانه از خودشان نشان می‌دهند.

از این کتاب ترجمه دیگری به نام «ویکنت شقه شده» به ترجمه‌ی بهمن محصص توسط انتشارات ثاقب در سال 1380 به چاپ رسیده است که چون آن ترجمه را در دسترس ندارم، نمی‌توانم مقایسه‌ای بکنم. اما ترجمه‌ی پرویز شهدی به نظرم ساده و روان بود. وی قبلاً نیز ترجمه‌ی «شوالیه ناموجود» از همین نویسنده را انجام داده است و به اندازه کافی با نثر و دیدگاه کالوینو آشنا است. ضمن آن که از اسم داستان هم مشخص است، نسبت به استفاده از کلمات ساده و روان فارسی تعصب دارد.

این که آیا می‌شود این کتاب را جزء فانتزی محسوب کرد یا رئالیسم جادویی، کمی جای بحث دارد. شاید تنها نکته‌ی فانتزی داستان، زنده ماندن دو نیمه‌ی انسان و تجمع نیروی خیر و شر فرد هر کدام در یک نیمه است که از نظر عقلی غیرممکن است. اما کالوینو آن را انجام شدنی فرض کرده و بقیه‌ی داستان حول همین واقعه می‌گردد. برخلاف رئالیسم جادوئی چون تمام ماجرا حول همین نکته می‌چرخد، من آن را جزء ادبیات فانتزی تقسیم‌بندی می‌کنم. هر چند شاید فانتزی نازکی محسوب شود.

در مجموع اگر بخواهم به این کتاب از میان سه‌گانه‌ی «نیاکان ما» نمره بدهم، پایین‌ترین نمره را به آن می‌دهم. در حالی که برای دادن بالاترین نمره بین بارون درخت‌نشین و شوالیه ناموجود ممکن است دو دل بشوم. هر چند بارون درخت‌نشین آخر سر برنده اصلی است.

در نهایت خواندن و لذت بردن از این کتاب را به همه دوستداران ایتالو کالوینو توصیه می‌کنم. به خصوص حالا که آثار طنز فاخر کمتر در قفسه‌های کتاب پیدا می‌شود، خواندن این اثر از کالوینو لذت خاص خود را دارد. کالوینو شما را به قهقهه نمی‌اندازد. اما در حال خواندن کتاب همیشه لبخند بر لب دارید و بعد از خواندنش نیز می‌توانید کلی روی آن فکر کنید. در ضمن خاصیت کتاب‌های کالوینو آن است که دوباره و چند باره خواندنش هم برای شما لذت‌بخش است.