معرفی انیمه‌ی «کیمیاگر تمام فلزی» (full metal alchemist)

کارگردان: سیجی میزوشیما

خالق اثر: هیرومو آراکاوا

ژانر: اکشن، ماجراجویی، کمدی، درام، تخیلی، جادویی، شونن، ارتشی، استیم پانک

تعداد قسمت: 51

زمان: هر قسمت 25 دقیقه

درجه‌بندی: 13 سال به بالا

خلاصه داستان: قوانین کیمیاگری حکم می‌کند که انسان‌ها در قبال به دست آوردن چیزی، باید چیزی با ارزش یکسان را از دست بدهند. کیمیاگری پروسه‌ی تکه کردن و دوباره ساختن اجسام است، در حالی که قوانین کیمیاگری بر کل پروسه حاکم است. ولی در این میان چیزی وجود دارد که می‌تواند این قوانین را نقض کند، سنگ کیمیا.

ادوارد الریک و برادرش الفونس، کیمیاگران جوانی هستند که پس از مرگ مادرشان تصمیم می‌گیرند با استفاده از قوانین ممنوعه او را به زندگی برگردانند. هرچند شکستن تابوها بهای سنگینی دارد. ادوارد پای چپش را از دست می‌دهد و الفونس بدنش را. ادوارد برای برگرداندن روح برادرش و قرار دادن آن داخل یک زره، دست راستش را قربانی می‌کند. این حادثه شروع سفر آن‌ها برای یافتن راهی برای بازیافتن بدنشان به کمک سنگ کیمیا می‌شود. ادوارد که کیمیاگر قابلی است، وارد ارتش می‌شود و لقب کیمیاگر تمام فلزی را می‌گیرد و پس از آن دو برادر در مسیر یافتن سنگ کیمیا به مشکلات و انسان‌های مختلفی برخورد می‌کنند.

 

نکته: مطمئناً برای شما هم اتفاق افتاده است که کسی انیمه‌ای بهتان معرفی کند و به حدی از آن تعریف کند که شما با خود فکر کنید بهترین انیمه‌ی عمرتان را ندیده‌اید، بعد انیمه را ببینید و متوجه شوید که انیمه آن قدرها هم خوب نبوده است! ولی این اتفاق هرگز درباره انیمه‌ی کیمیاگر تمام فلزی اتفاق نمی‌افتد.

 

انیمه کاراکترهای بسیار جذاب و داستان بسیار خوب و گیرایی دارد. داستان با معرفی ادوارد و الفونس و مرگ مادرشان شروع می‌شود و به محض نشان دادن کیمیاگریِ آن‌ها برای احیای مادرشان و فاجعه‌ی بعد آن، آن دو را در سفرشان دنبال می‌کند. در ادامه با شیوه‌ی اجرای کیمیاگری توسط دیگر کیمیاگران آشنا می‌شویم، و می‌بینیم که کیمیاگران برای اجرای کار خود به یک دایره که در آن از تصاویر و شمایل مخصوص استفاده شده نیاز دارند، ولی ادوارد بر اثر اتفاقی که برایش افتاده می‌تواند بدون نیاز به دایره و فقط با کوبیدن دستانش به همدیگر این کار را انجام دهد.

همان طور که داستان ادامه پیدا می‌کند، بیننده متوجه می‌شود که داستان فراتر از پیدا کردن یک سنگ است. دسیسه‌های دولت، خیانت‌ها و درگیری‌هایی که اتفاق می‌افتد کاملاً برای بیننده غافل‌گیر کننده است. از طرف دیگر یک پیچیدگی داستانی بسیار عمیق‌تر در پس داستان وجود دارد که بیننده به طور ناخودآگاه و از میانه‌ی داستان متوجه آن می‌شود. کینه‌ای که سالیان سال است در جریان است و تلاشی که برای توقف این کینه می‌شود.

داستان با این که در کل تم کمدی دارد، در عین حال دارای یک پس‌زمینه‌ی تاریک و غم‌انگیز است. در بسیاری از قسمت‌ها بیننده قاتل‌های زنجیره‌ای، خودکشی، کشتار کودکان، بدن‌های تکه‌تکه شده و خون‌ریزی می‌بیند (خشونت در حق کودکان در قسمت‌های مختلف کار دیده می‌شود). البته قابل ذکر است که ما در کنار تمام این صحنه‌های خشونت و مرگ، صحنه‌ی تولد، ازدواج و بهبود زندگی را نیز می‌بینیم. این‌جا است که می‌توان در پس تم کمدی حاکم بر کل اثر، جدیت و واقعیت را نیز دید.

کاراکترهای FMA بسیار جذاب و دوست‌داشتنی هستند. رابطه‌ی بین ادوارد و الفونس بسیار صمیمی است. آن‌ها در تمام شرایط از یکدیگر حمایت می‌کنند و حس برادر بزرگ بودنِ ادوارد بسیار قوی و قابل باور تصویر شده است. ادوارد هر شرایطی را برای برگرداندن بدن برادرش می‌پذیرد، گاهی اوقات حتا بدون در نظر گرفتن عواقب آن. شخصیت ادوارد و تلاش او برای وفق دادن خود با شرایط پس از نابودی اعضای بدنش بسیار ستودنی است. دیگر کاراکترها نیز به همین اندازه جذاب هستند. وینری دوست دوران کودکی آن‌ها که شدیداً علاقمند ماشین و کارهای مکانیکی است، در پس‌زمینه عاشق ادوارد است و در پس ظاهر مهربانش، ما تلخی گذشته او و ارتباط والدینش با دیگر شخصیت‌های داستان را می‌بینیم. شخصیت تاثیرگذار دیگر روی موستانگ، مافوق ادوارد در ارتش است که ظاهری بسیار جدی، ولی باطنی بسیار شوخ و آسان‌گیر دارد.

 

 

از دیگر نقاط قوت این کار، شخصیت‌های منفی آن هستند که به نوبه‌ی خود بسیار جذاب هستند و بیننده حتا در برخی صحنه‌ها با آن‌ها هم‌ذات‌پنداری می‌کند و دلش برای آن‌ها می‌سوزد. شخصیت‌های منفی اصلی اثر از روی گناهان هفت‌گانه نامگذاری شده‌اند: شهوت، شکم پرستی، طمع، تنبلی، خشم، حسادت، غرور.

 

تصاویر و صدا:

با این که این انیمه بیش از یک دهه پیش تولید شده است، ولی کیفیت تصاویر بسیار عالی هستند. طراحی کاراکترها، حرکت آن‌ها، تصاویر پس‌زمینه و صحنه‌های اکشن بسیار عالی کار شده‌اند. صداگذاری کاراکترها (هم به زبان اصلی ژاپنی هم در دوبله‌ی انگلیسی) کاملاً با شخصیت‌ها هم‌خوانی دارد.

 

قانون معاوضه‌ی برابر:

فلسفه‌ی کیمیاگری، خلق اشیا از مواد خام یا تبدیل یک ماده به ماده‌ی دیگر است. با این که کیمیاگری جادویی و فراواقعی است، ولی از آن‌جایی که یک علم محسوب می‌شود پس از یک سری قوانین نیز پیروی می‌کند که اصلی‌ترین آن، معاوضه‌ی برابر است: «به منظور دستیابی یا خلق چیزی، باید یک چیزی به همان بها یا ارزش را از دست بدهی یا نابود کنی.»

برای انجام این عملیات، کیمیا به یک سری دایره‌های تبدیل نیاز دارد. اعمال انجام شده در انیمه تا حد زیادی شبیه به مراسم کیمیاگری در دنیای واقعی است، با در نظر گرفتن این امر که هیچ راه ثابت و مشخصی برای انجام کیمیاگری وجود ندارد.  تابوترین مراسم در امور کیمیاگری بازگرداندن مردگان به زندگی است و قانون معاوضه‌ی برابر مانع اجرای کامل آن می‌شود. روح و زندگی انسان‌ها با هیچ چیزی برابر نیست. از همین رو در چندین قسمت انیمه بیننده شاهد مراسم کیمیاگری برای زنده کردن مردگان است که تمام آن‌ها به شکست منتهی می‌شوند و فجایعی غم‌انگیز به بار می‌آورند.

افرادی که دست به این کار می‌زنند در نهایت موجوداتی به نام هومونکلوس (homunculus) خلق می‌کنند که بعدها اسامی گناه‌های هفت‌گانه را می‌گیرند و به نوعی نتیجه‌ی گناهی هستند که کیمیاگر مرتکب آن شده است.

 

نکات مثبت:

+گیرا، داستان احساسی، پیچیدگی‌ها و حوادث غیرقابل پیش‌بینی

+کاراکترهای عالی

+سرگرم کننده

+تصاویر عالی

+صحنه‌های مبارزه‌ی اپیک

+واقعیت‌های موجود در داستان کلی انیمه

 

 

 

فلسفه‌ی خلق کیمیاگر تمام فلزی

 

تبعیض نژادی

تاثیر کارهای خانم هیرومو آراکاوا بر ژانر شونن (ژانر مخصوص پسران) غیرقابل انکار است. فشارهای نژادی تم اصلی کارهای آراکاوا است. او خود متولد هوکایدو است که تاریخچه‌ی شادی ندارد. او در مصاحبه‌ای اعلام کرده که علاقه‌اش به موضوع تبعیض نژادی به دلیل رشد در شهری است که دچار این مشکل بوده است.

ما تبعیض نژادی را به وضوح در انیمه‌ی کیمیاگر تمام فلزی می‌بینیم، هنگامی که گروه برتر «آمستریایی» اقلیت تیره‌پوست «ایشوالا» را تحت فشار قرار می‌دهند، به حدی که آن‌ها تقریباً منقرض می‌شوند.

ایده‌ی تبعیض در کارهای آراکاوا هم تقدیر و هم نقد شده است. ولی او در کارش برای آگاهی دادن به مردم در زمینه‌ی این تبعیض‌ها مصر است و بیان کرده که شیوه‌ی کاریش را عوض نخواهد کرد. او در کیمیاگر تمام فلزی از نقطه نظرهای بسیاری به این موضوع نگاه کرده است. از سمتی، ما یک ایشوالایی را می‌بینیم که شدیداً از سرکوبگران متنفر است و از سوی دیگر یک ایشوالایی را می بینیم که طرفدار صلح است. در دیگر قسمت‌ها افرادی را می‌بینیم که با ایشوالایی‌ها همزادپنداری می‌کنند و ارتشی‌هایی که خواستار نابودی کامل آن‌ها هستند. پیام اصلی آراکاوا در یک صحنه توسط یک پیرِ ایشوالا بیان می‌شود، او می‌گوید: «من از شما نمی‌خواهم که سلطه‌گران را ببخشید. این وظیفه‌ی ماست که از نابرابری جهان عصبانی باشیم. ولی باید تحمل کنیم...»

پیام آراکاوا تحمل سختی است، نه خشمگین شدن و انتقام گرفتن.

 

خانواده

تم غالب دیگر در کارهای آراکاوا، خانواده است. این که اعضای خانواده کنار هم جمع می‌شوند و به هم در حل مشکلات کمک می‌کنند. او نه تنها به قدرت خانواده‌ی خونی، بلکه به قدرت افرادی که بعدها به خانواده ملحق می‌شوند نیز معتقد است. در قسمت اول کیمیاگر تمام فلزی، ادوارد و الفونس بیان می‌کنند که دیگر جایی به اسم خانه ندارند، در حالی که وینری و مادربزرگش آن‌ها را می‌پذیرند و این حقیقت که آن‌ها خانه‌ای دارند که به آن برگردند، قدرت حرکت رو به جلو را به آن‌ها می‌دهد.

 

مردمی که پیشینه‌ی مختلفی دارند، از هم یاد می‌گیرند

در کیمیاگر تمام فلزی ما افرادی از جاهای بسیار مختلف را می‌بینیم که کنار هم می‌آیند، به هم کمک می‌کنند، از هم حمایت می‌کنند و به دستاوردهای بزرگی می‌رسند. یکی از پیشرفت‌های مهم برادران الریک درک این موضوع است که دنیا بسیار بزرگ است و انسان‌هایی با مشکلات چه بسا بسیار بزرگ‌تر از مشکل آن‌ها هم وجود دارند.

 

تجارب مختلف

آراکاوا برای خلق این اثر با انسان‌های مختلفی گفتگو کرده است. او حتا زمانی را با انسان‌های معلول سپری کرده تا بتواند تصویر درستی از ادوارد و معلولیت او و رویکرد او به این قضیه نشان دهد. نکته‌ی بسیار شفاف شده در این کار این است که مردم می‌توانند با معلولیت کنار بیایند و با آن زندگی کنند. اکثر شخصیت‌های کیمیاگر تمام‌فلزی در انتهای داستان معلول باقی می‌مانند.

 

اهمیت به خود

بسیاری از داستان‌های تخیلی خواننده و بیننده را ترغیب می‌کنند که خود را فدای نجات دیگران کنند. ولی آراکاوا در عینی که شخصیت‌هایش را در چنین موقعیت‌هایی قرار می‌دهد، ولی از طرفی عنوان می‌کند که جان آن‌ها نیز به اندازه‌ی جان عزیزانشان مهم است. در کیمیاگر تمام‌فلزی عواقب فدا کردن شخص خود حتا در ازای نجات شخص دیگر، کاملاً بیان شده و شدیداً تاکید شده که حفظ جان خود به اندازه‌ي حفظ جان عزیزان اهمیت دارد. در جای دیگر عنوان می‌شود که زنده ماندن و بهتر کردن دنیا بهتر از مردن برای حفظ آن است.

 

در نهایت می‌توان نتیجه گرفت که آراکاوا با کارهایش جهانیان را ترغیب به زنده ‌ماندن و مبارزه برای زندگی بهتر می‌کند. او پیشینه‌ی افراد را بسیار مهم می‌داند و عنوان می‌کند که اختلاف نباید مانع روابط خوب میان مردم شود.