دریای زمین سفر قهرمان جوزف کمپبل در آینه اورسولا لگویین

تنها در سکوت است که کلام،
تنها در ظلمت است که نور،
تنها در مرگ است که حیات،
چون پرواز باز در آسمان بی‌انتها خود می‌نماید.
- آفرینش ائا

وقتی دنیایی ساختگی و فانتزی سالیان سال میان بسیاری از خوانندگانش محبوب باقی بماند، اعتباری هم‌پایه جهان پیرامونی می‌گیرد. اورسولا لگویین با خلق مجمع‌الجزایر دریای زمین، قدم جای پای بزرگانی چون ج.آر.آر. تالکین و سی.اس.لوئیس گذاشت و توانست دنیایی کامل با مشخصات منحصر به خودش خلق کند. دنیایی که مشام خوانندگان را با بوی نمکین دریا نوازش می‌دهد و سالیان سال با دوست‌دارانش همراه خواهد بود. از بهترین انواع فانتزی اعلای حماسی که به زیباترین نوع از عناصر جادویی و سلحشوری در داستان بهره برده است و به جرات می‌توان اگر نه بهترین، یکی از بهترین انواع استفاده از اژدها در داستان را در این مجموعه یافت. دنیایی که در آن زبان و کلمه قدرت است و اگر نام واقعی هر مخلوقی را بدانید، حتا اگر اژدها باشد می‌توانید بر آن مسلط شده و یا چیره شوید.

دریای زمین: دریا + زمین

دریای زمین سرزمینی است جادویی، متشکل از مجمع الجزایری که گرداگرد آن را اقیانوس‌هایی نامکشوف احاطه کرده‌اند.  دنیایی که شاید با این سرعت بالای آب شدن یخ‌های قطبی چندان هم دور از دست نباشد. لگویین سرزمین بسیار وسیعی را با اقلیم‌های متفاوت در داستان خود معرفی می‌کند و  قهرمان اصلی داستان یعنی گد، مانند زائری سرگردان چنان در دریای زمین به سفرهای متعدد دست می‌زند و کرانه‌های ناشناخته‌اش را با قایق معروفش «لوک فار» درمی‌نوردد که اگر نقشه انتهایی کتاب نبود لابد خوانندگان سردرگم می‌شدند. سنتی حسنه که توسط تالکین ابداع شد و سازندگان دنیاهای خیالی برای تبیین راحت‌تر مختصات دنیایشان از او تبعیت کردند.

این دنیا از لحاظ تطبیق زمانی در دوره پیش از انقلاب صنعتی زمین خودمان به سر می‌برد و در آن قدرت جادو بیشتر از قدرت دانش بشری است. از اماکن جذاب دریای زمین مدرسه رک است. مدرسه‌ای که بسیار پیش از بالا گرفتن تب هری پاتر به صورتی مدون به آموزش جادو پرداخته و محیطی کاملا جادویی را ترسیم می‌کند. اما جذاب‌ترین فضای ترسیم شده در داستان گورهای آتوان است که بخش عمده‌ای از کتاب دوم در آن سپری می‌شود. عمده بار داستان دوم بر ستینگ آن است که گویی از خود جان دارد و بر وزن داستان افزوده است. خوف و رجای تنار از خدایان خاموش و همچنین خطر هر دم فزاینده خاوندشاه جز در فضای تاریک و ظلمانی هزارتوها و گورستان نمی‌توانست تا این حد تاثیرگذار باشد.

 

در انتها کتاب اول این مجموعه را معرفی کرده، سفر قهرمان را در آن بررسی نموده و سپس المان‌های اصلی و منشات داستان لگویین را ذکر خواهم کرد.

جادوگر

دریای زمین یا Tales from Earthsea که مجموعه‌ای است مشتمل بر پنج داستان بلند و هفت داستان کوتاه، روایتگر سیر تطور کودکی است بی نام و نشان و روستازاده که توامان هم اژدهاسالار و هم ساحر اعظم می‌شود(صفحه 1). او  با نشان دادن استعدادی مثال‌زدنی در جادوگری، نظر اگیون خاموش، جادوگر اهل ری‌آلبی در نزدیکی روستایشان را به خود جلب می‌کند. این گونه است که اسپاروهاک (با نام واقعی گد) بهترین استادی که می‌توانید تصور کنید را به دست می‌‌آورد. استادی کم‌حرف که دست شاگردش را برای تجربه دست اول بسیاری امور باز می‌گذارد و مهم‌ترین چیزی که در جادو  به اسپاروهاک می‌آموزد این است که یک جادوگر هنگام اجرای جادو موظف است تعادل یا ترازمندی دنیا را حفظ کند . گد دانش‌آموز بااستعدادی است، به مدرسه جادوگری در رک می‌رود و با سرعتی زیاد از هم‌دوره‌ای‌هایش پیشی می‌گیرد و حتا با کسانی که در آستانه فارغ‌التحصیلی از مدرسه هستند دانش جادوییش را می‌آزماید، اما با این حال هنوز هم درس اول اگیون را به درستی فرانگرفته است و همین باعث سقوطش می‌شود. او مغرور است و برای اثبات قدرتش، دو بار به ورطه تاریکی می‌افتد. یک بار هنگامی که نزد اگیون است و می‌خواهد قدرتش را به دختر فرمانروای ری‌آلبی اثبات کند، و بار دوم در تقابل و تضاد با جاسپر، هم‌دانشگاهی سال بالاییش در رک است. تحت تاثیر غرور و نفرت، تاریکی طبیعت بشریش بر او مستولی گشته و باعث می‌شود موجودی بی‌نام را از لامکان احضار کرده و در دنیا رها سازد. سایه‌ای که گام به گام در تعقیب اوست و کمر همت به نابودی او بسته است. گد از او به سرتاسر ربع مسکون دریای زمین می‌گریزد و طی این فرایند با ماجراهای زیادی روبرو می‌شود، تا آن که می‌آموزد چگونه دست از گریز بردارد و به مقابله با حریفش بایستد.

 

سفر قهرمان در جادوگر

پس از معرفی الگوی سفر قهرمان توسط جوزف کمپبل در «قهرمان هزار چهره»، آثار مختلفی با عنایت به این الگو خلق شدند. قهرمان در نظر کمپبل«مرد یا زنی است که قادر باشد بر محدودیت‌های شخصی و یا بومی‌اش فایق آید و از آن‌ها عبور کند و به اشکال عموما مفید و معمولا انسانی برسد. قهرمان می‌میرد ولی چون انسانی است متعلق به تمام جهان دوباره متولد می‌شود. دومین وظیفه خطیر او بازگشت به سوی ماست با هیئتی جدید و آموزاندن درسی که از این حیات مجدد آموخته است. ...  قهرمان افسانه‌ای معمولا بنیان‌گذار چیزی است: یک عصر تازه، دین تازه، شهر تازه و یا شیوه‌ای تازه از زندگی که برای دست یافتن به آن باید ساحت قدیم را ترک گفته و به جست‌و‌جو بپردازد.»

پس قهرمان در جست‌وجو و شناخت خود به سفر می‌پردازد. کمپبل مدعی است بیشتر اساطیر جهان بر اساس الگوی سفر قهرمان پی‌ریزی شده‌اند.  این آثار به تمامی ممکن است الگو را تکمیل نکنند و یا بر بخشی از این الگو تاکید داشته باشند، ولی روایت قهرمانانه در داستان‌ها اغلب از این الگو پیروی می‌کنند. دریای زمین در چهار کتاب اول این الگو را تکمیل نمود و سه مرحله اصلی سفر قهرمان؛ یعنی مراحل جدایی از دنیای عادی، تشرف و بازگشت را به تمامی در این چهار کتاب می‌توان یافت. البته این الگو در حلقه‌های درونی و چند باره نیز در کتاب‌ها تکرار شده است. در کتاب اول گد پس از رودررو شدن با تاریکی وجودش و اصلاح اشتباهاتش تبدیل به یک قهرمان می‌شود. در کتاب دوم کاهنه جوان یعنی تنار، به کمک گد هویتش را بازپس می‌ستاند و آن دو برکت نهایی یا اکسیر را که حلقه اررت آگبه باشد به دست می‌آورند. در کتاب سوم گد با کمک لبانن و با اتکا به حلقه، تعادل و آرامش را دوباره به جهان باز می‌گردانند و در کتاب چهارم لگویین تهانو را معرفی می‌کند که ارتباط منحصر به فردی با اژدهایان دارد.  برای نمونه این الگو را درکتاب اول، یعنی جادوگر به طور کامل بررسی کرده‌ام. لازم به ذکر است که این بخش مقاله برای کسانی که کتاب را نخوانده‌اند داستان را لوث خواهد کرد.

  1. مرحله اول: جدایی
    1. دعوت به آغاز سفر
      گد درمی‌یابد که استعداد جادوگری دارد و از این قابلیت برای کنترل مه و نجات دهکده‌اش از دست غارتگران استفاده می‌کند. جادوگری به نام اگیون از این موضوع باخبر می‌شود به ده آن‌ها می‌آید تا بلکه او را برای شاگردی نزد خود ببرد. گد نهایتا خانه را ترک می‌کند و مدتی را نزد اگیون به شاگردی می‌پردازد ولی نهایتا تحصیل در مدرسه جادوگری جزیره رک را انتخاب کرد. مدتی نزد 9 استاد بزرگ رک به تلمذ پرداخت، تا آن که در رقابت با یکی از هم‌مدرسه‌ای‌هایش و دستخوش غرور و تفاخر قصد می‌کند روح یکی از مبازان قدیمی دریای زمین را احضار کند که اوضاع از کنترلش خارج می‌شود و سایه‌ای از لامکان را در دنیا آزاد می‌کند که بی‌گمان بدون دخالت ساحر اعظم او را می‌کشت. دخالتی که نهایتا منجر به مرگ ساحر اعظم می‌شود.
    2. رد دعوت
      گد بعد از این‌که از این حمله بهبود یافت، با این واقعیت مواجه می‌شود که باید به دور از امنیت رک، به جهان بیرون برود و با مخاطرات آن مواجه شود. گد از این می‌ترسد که اگر امنیت جادویی رک را ترک کند، سایه او را یافته و تسخیرش کند. او باید تصمیمش را بگیرد که به دنبال آنچه آزاد کرده برود و با آن روبرو شود، یا در امنیت رک خود را محبوس کند.
    3. امدادهای غیبی
      گد در این دنیای فانتزی دارای قدرت بی‌نظیری در جادوگری است. درست است که او جادو را در جزیره رک آموخت، اما قدرت ذاتیش بود که باعث احضار سایه شد.
    4. مرشد و راهنما
      درست است که اساتید رک بودند که به او جادو را آموختند، اما راهنمای عالی و غایی او کسی جز اگیون خاموش نبود. او بود که ابتدا اصول اولیه و الفبای جادو را به گد آموخت. اگیون بود که بهترین راهنمایی را برای مقابله با سایه به گد کرد.
    5. همراه و همسفر
      در اغلب مراحل سفر، گد تنهاست، اما یک حیوان دست‌آموز را با خود حمل می‌کند. اوتاک، حیوانی ریز و موش مانند که در جیب او روزگار می‌گذراند و وقتی گد در دنیای سایه گم شده بود به یاری او آمد و نجاتش داد. از این رو بود که اوتاک ارج و قرب غریبی نزد گد یافته بود، اما افسوس که در تعقیب و گریز بین گد و سایه، نهایتا کشته می‌شود. همسفر دیگر او وچ، همکلاسی سابقش است که از اواسط تا پایان سفر با او همراه می‌شود.
    6. عبور از آستانه
      گد به عنوان جادوگر محلی به مجمع‌الجزایر کوچک لو ترنینگ اعزام می‌شود. او تصمیم می‌گیرد با اژدهایی که جان اهالی را تهدید می‌کند به مبارزه برود و راهی به رک پیدا کند. او می‌فهمد که به خاطر تحت تعقیب بودن توسط سایه، راهی به رک نخواهد یافت. از این نقطه به بعد است که او می‌پذیرد برای یافتن یا ساختن راهی به امنیت باید با سایه‌اش مواجه شود.
    7. محافظین آستانه
      اژدهای پندور و سایه از هر سو جلوی گد را سد کرده‌اند. او باید قبل از ترک دهکده فکری به حال اژدها می‌کرد. وقتی که توانست اژدها را از سر راه بردارد، این سایه بود که نگذاشت او به رک بازگردد.این جزیره محافظی دارد که اجازه ورود بدی را به خود نمی‌دهد و با چسبیدن سایه به گد، راه برای هر دو بسته است.
  2. مرحله دوم: آئین تشرف
    1. جاده‌های آزمون
      پس از تلاش نافرجام گد برای ورود به رک، مجبور می‌شود به دنبال راهی برای مقابله با سایه بیافتد. مردی در خیابان او را می‌بیند و به او می‌گوید که به دربار ترنون برود. گد راهی دربار ترنون می‌شود ولی در برهوتی سرد، کشف می‌کند که کل این نقشه توسط سایه طرح‌ریزی شده است تا او را به آن‌جا بکشاند. او می‌تواند بر قدرت ترنون فائق آید و از آن مکان اهریمنی بگریزد.
    2. بازگشت به سوی پدر
      پدر گد نقش چندان مهمی در داستان ندارد، اما اگیون تقریبا نقش پدر او را در داستان ایفا می‌کند. پس از ترک دربار ترنون است که گد نزد اگیون می‌رود و بعد از مدت‌ها با او ملاقات می‌کند.
    3. فرو رفتن در شکم نهنگ
      گد باید طبق توصیه اگیون، با دشمنش مواجه شود. شکار باید تبدیل به شکارچی شود. او به این نتیجه می‌رسد که گریز دیگر بس است، پس به تعقیب آن چه که تا کنون از آن گریخته است می‌پردازد.
    4. نقطه اوج/ نبرد نهایی
      گد سایه را در دریای آزاد می‌یابد و نهایتا با آن مقابله می‌کند. هیچ نبردی در نمی‌گیرد یا اتفاق خاصی نمی‌افتد، تنها دو رقیب با هم رودررو می‌شوند و بینشان یک کلمه جاری می‌شود.
    5. برکت نهایی
      گد پس از بسیار زمانی که صرف تفکر و تعمق کرد، فهمیدکه نام سایه چیزی نیست جز: گد. از آن رو که این بونده به دست او به وجود آمده بود، تنها می‌توانست فرمی دگرگونه از خود او باشد. گد با بردن نام خودش بر آن مخلوق چیره می‌شود، یعنی وقتی به کلی توانست بر آن چیره شود که خودش را به کمال شناخت.
  3. مرحله سوم: بازگشت
    1. امتناع از بازگشت
      گد از سر امتنان به خانه بازمی‌گردد، زیرا ماموریتش تمام شده و چیز دیگری در دریای آزاد انتظار او را نمی‌کشد.
    2. پرواز جادویی
      وقتی گد کار سایه را تمام کرد، سایه کاملا ناپدید شد. دیگر اثری از آن وجود نداشت تا بتواند در ادامه تاثیری بگذارد.
    3. عبور از آستانه بازگشت
      وقتی گد به خانه وچ در ایفیش برمی‌گردد، لااقل احساس آرامش دارد. او سرپناهی برای ماندن و یک جورهایی یک خانواده برای خودش دارد.
    4. ارباب دو جهان
      از آن رو که سایه بخشی از گد بود، او پس از فائق آمدنش بر آن مخلوق توانست فرمانروای ذهن خود شود.او با برداشتن بار این مشکل از سر راهش توانست راه زندگیش را کاملا تغییر دهد و بر موانع سر راهش فائق آید.
    5. آزاد و رها در زندگی
      بعد از آن که سایه از تعقیب گد دست برداشت، او تبدیل به انسانی آزاد شد. او بالاخره توانست فرصتی به دست بیاورد تا کمی زندگی کند و به دنبال آمال و آرزوهای شخصیش برود. نکته قابل تامل این است که گد سایه‌اش، یعنی بخش تاریک وجودش را به رسمیت شناخت و با نامیدن آن به نام خودش آن را پذیرا شد و با خود به صلح رسید.

شاخصه‌های اصلی داستان لگویین

لگویین علاقه زیادی به افسانه‌های سرخپوستی و نورث دارد و در این آثار هم اشاراتی به این فرهنگ کرده است. مثلا کارگ‌ها که مردم سفید پوست، زرین مو و قوی هیکلی هستند که خدایان دوگانه یا برادر را می‌پرستند.
از دیگر ارکان داستان که در دیگر داستان‌های او نیز به چشم خورده، اصول بنیادین تائوئیسم است. تائوئیسم راه و رسمی سنتی برخاسته از چین است که معنای لغویش «راه» یا «مسیر» می‌شود. از آموزه‌های لائو تزه این است که هرچه انسان تعادل دنیا را که با قوانین جهانی به دست آمده است بر هم بزند، بازگشت به تعادل دشوارتر می‌شود.  لگویین که خود یک تائوئیست است، دنیایش را بر دو رکن اساسی تائوئیسم بنیان نهاده است:1. تئوری عدم تغییر وضع موجود و حفظ ثبات. 2. خویشی قطب‌های مخالف. تئوری‌ای که بیان می‌کند دو قطب مخالف به هم وابسته‌اند و تعامل آن‌ها در حفظ تعادل ضروری است.


از دیگر شاخصه‌های داستان لگویین این است که شخصیت‌هایش را بسیار سخاوتمندانه در طی داستان پیر می‌کند. در هر داستان شخصیت‌ها  سن بالاتر و مسن‌تری دارند.
همچنین غرور که باعث سقوط اولیه گد و آزاد شدن سایه در زمین شد.
نقطه قوت دنیای جادوییش این است که بیل بیل از جادو در آن استفاده نکرده است. جادو حدودی دارد، آموختنی و وابسته به مهارت است. اژدهایان حضوری پررنگ دارند و در کلام و رفتارشان می‌توان حکمتی کهن را یافت.
لگویین پذیرفتن مرگ را یکی از کلیدهای خوبی و شعور می‌داند. وقتی در کتاب سوم یکی از شخصیت‌ها سعی می‌کند به عمر جاودان دست پیدا کند، دنیا تا آستانه فروپاشی پیش می‌رود.