انتشار غول مدفون به فارسی

نویسنده: کازوئو ایشی‌گورو

مترجم: فرمهر امیردوست

ناشر: میلکان

سال چاپ: ۱۳۹۴

صفحه: ۲۷۲

قیمت: ۱۹۵۰۰ تومان

 

رمان «غول مدفون» آخرین اثر کازوئو ایشیگورو با ترجمه فرمهر امیردوست توسط انتشارات میلکان چاپ شد.

این رمان  همزمان با انتشارش، از سوی روزنامه گاردین انگلستان به عنوان مهمترین رمان سال ۲۰۱۵ انتخاب و معرفی شده است.

 

خلاصه داستان:

دو قهرمان داستان، آکسل و بئاتریس، زوج کهن‌سالی هستند که برای یافتن پسر گم‌شده‌شان راهی سفر می‌شوند. این سفر در انگلستان باستان رخ می‌دهد، زمانی‌که ساکسون‌ها و بریتون‌ها پس از جنگی خانمان‌سوز در صلحی شکننده روزگار می‌گذرانند، صلحی که بر اثر فراموشی همه‌گیر ایجاد شده. فراموشی به‌شکل مه در کل سرزمین پخش شده، مهی که نتیجه‌ نفس کوئریگِ اژدهاست، و خاطره‌ جنگ، عشق و نفرت، و خون‌خواهی را از یاد مردم برده است.

آکسل و بئاتریس در طول سفر با آدم‌های جدیدی رو‌به‌رو می‌شوند: یک جنگجوی جوان ساکسون که به‌دنبال عدالت است، پسری که زخمی اسرارآمیز بر بدن دارد و دنبال مادرش می‌گردد، سر گوین (تنها بازمانده‌ شوالیه‌های آرتور افسانه‌ای) که سال‌هاست مأموریت دارد اژدها را بکشد و...

غول مدفون همان رازی است که آرام‌آرام گشوده و به نتیجه‌ای نامنتظره ختم می‌شود. در آخر، هیبت غول به‌کل جلوی چشم‌ مخاطب قرار می‌گیرد، عظمتش را درک می‌کند، و می‌فهمد اصلاً برای چه در ابتدا دفن شده است.

 

بررسی:

در این رمان عدم اطمینان و ذهن‌گرایی موجود در رمان‌های قبلی ایشی‌گورو مانند «منظر پریده‌رنگ تپه‌ها» و «وقتی یتیم بودیم»؛ خیال‌پروری «منظر پریده‌رنگ تپه‌ها»؛ تراژدی سرکوب‌شده در «بازمانده روز» و «هرگز رهایم مکن»؛ تأثر و ندامت موجود در رمان‌های «منظر پریده‌رنگ تپه‌ها»، «بازمانده روز» و «هنرمندی در دنیای شناور»؛ درد پیری یا مرگ نهفته در «منظر پریده‌رنگ تپه‌ها»، «هنرمندی در دنیای شناور» و «هرگز رهایم مکن» دیده می‌شود.

اما آنچه که متفاوت است فضا و موقعیت داستان است: سرزمین غول‌ها و دایناسورها. برخی از آثار ایشی‌گورو فضای غیرواقعی داشته‌اند اما در این رمان جهان تالکین‌-مانند موجودات جادویی یک تفاوت واقعی در رمان‌های او پدید آورده است.

خواننده در ابتدا تصور می‌کند با یک ژانر فانتزی روبروست اما سپس متوجه می‌شود که چنین نیست. در این رمان نیز مانند بسیاری از آثار ایشی‌گورو داستان سطحی، جاذبه اصلی نیست. ایشی‌گورو به بازنمایی تحت‌اللفظی زندگی در قالب تمثیل‌ها و کنایه‌ها نپرداخته و در واقع مسئله انسان‌ها و جایزالخطا بودن آنها در قلب این داستان قرار گرفته است.

داستان در قرن ششم پس از میلاد می‌گذرد، زمانی که ساکسون‌ها از سرزمین ژرمن خود وارد انگلستان شدند. افسانه شاه آرتور چند سال است که فراموش شده و باوجود احساسی ناخوشایند میان انگلیسی‌ها و ساکسون‌ها، رابطه آنها در صلحی متزلزل قرار گرفته است. در این میان یک زوج پیر به نام‌های اکسل و بئاتریس درگیر مشکلی در رابطه با فرزند خود که از او فقط خاطراتی مبهم و زودگذر دارند شده‌اند. این فراموشی نسبی چیزی است که هر فرد تا حدی به آن دچار می‌شود. اکسل و بئاتریس در جستجوی پسر خود راهی می‌شوند گرچه می‌دانند که سفری طولانی و دشوار پیش رو خواهند داشت.

آنها در طول راه با شخصیت‌هایی مانند «ویستان» که یک جنگجوی ساکسون است، «سر گوین» شوالیه پیر و برادرزاده شاه آرتور و نیز یک قایقران آشنا می‌شوند. این زوج با یکدیگر بسیار مهربان هستند و هنگامی که از یادآوری خاطرات خود ناتوان می‌شوند هیچ کینه و رنجشی از هم به دل نمی‌گیرند و فقط مشتاق کشف خاطرات مشترکشان هستند.

نکته‌ی جالب این رمان نحوه‌ی استفاده از جادو است. ایده‌های او درباره‌ی راه‌هایی برای جمع‌آوری خاطرات است. در نگاه اول چندان در داستان به طور واضح احساس نمی‌شود و برای فهمیدن آن باید تا آخرین صفحه‌ی کتاب را خواند.

عنوان «غول مدفون‌شده» استعاره‌ای از فراموش کردن کینه‌ها و آشتی و سرکوب نفرت و خشم است. گرچه این فراموشی می‌تواند مانع از اجرای عدالت درباره افراد خطاکار شود اما همچنین می‌تواند از تکرار چرخه بی‌پایان تلافی و انتقام جلوگیری کند.

نثر ایشی‌گورو مانند همیشه رسمی، کنترل‌شده و موقر است اما احساسات عمیقی در آن جریان دارد. و در نهایت پایان داستان نسبت به این چنین متن محتاطانه‌ای، بسیار مخرب و کوبنده‌ به نظر می‌رسد.

و چیزی که ممکن است از این رمان به یادتان بیاید، مفاهیم متعددی که نویسنده نوشته است، نیست، بلکه تصویر تأثربرانگیزی از زن و مردی است که با عشقی پایدار و مواظبت از یکدیگر به انتهای زندگی‌شان نزدیک می‌شوند. در حالی که آنها در طول مسیر دشوار خود با خستگی پیش می‌روند، بئاتریس که جلو حرکت می‌کند، طبق عادت رو به عقب برمی‌گردد و می‌گوید: «اکسل، هنوز اونجایی؟» و او همیشه آنجا است.

 

منابع:

USA Today

 Kevin Nance The Independent

  Leyla Sanai

میلاد قزللو

نویسنده : میلاد قزللو

اشتراک گذاری در شبکه های اجتماعی
مطالب مشابه