نگاهی به انیمه‌ی «اکسل وُرد»

خالق اثر: رکی کاواهارا

تصویرگر: هیما

پابلیشر: ASCII Media Works

کارگردان: ماساکازو اوبارا

استودیو: سان‌رایز

سال پخش: 2012

تعداد اپیزود: 24 + 2 قسمت OVA

ژانر: بازی، فانتزی، اکشن، رومنس و علمی‌تخیلی

 

اکسل ورلد نام مجموعه داستان‌های کوتاهی به قلم رکی کاواهارا است که توسط هیما تصویرگری شده و سال 2009 نشر شده است. انیمه‌ای به همین اسم توسط استودیو سان‌رایز درسال 2012 ساخته شد.

اگر انیمه‌ی Sword Art Online را دیده باشید، در همان لحظه‌ی اول متوجه شباهت‌های بسیاری بین اين دو انیمه می‌شوید. دلیلش هم ساده است. نویسنده‌ی هردو انیمه یک نفر است و علاوه بر آن، هر دو انیمه در یک جهان اتفاق می‌افتند. منتهي انیمه‌ي اکسل ورلد حدود 24 سال بعد از اتفاقات سورد آرت آنلاین اتفاق می‌افتد.

به شخصه این انیمه را درست بعد از سورد آرت آنلاین نگاه کردم و هنوز در فضای آن انیمه بودم. اما این باعث نشد که از اکسل ورلد خوشم نیايد یا این‌که فکر کنم تکراری است.

 

پس‌زمینه‌ی داستان:

بیایید فرض را بر این بگذاریم که شما سورد آرت آنلاین را دیده‌اید (اگر ندیده‌اید، حتماً ببینید). اگر هم ندیده‌اید، اشکالی ندارد؛ با هم کمی در مورد این دو حرف می‌زنیم.

در سورد آرت آنلاین با دستگاهی آشنا می‌شویم به نام نِرو گیر (Nerve Gear – واسط دستگاه عصبي با شبكه) که نسل اول سیستم فول دایو است (Full Dive – سيستمي كه با استفاده از آن مي‌توان مستقيماً هوشياري كاربر را به نت متصل كرد. اوكولوس ريفت را ديده‌ايد؟ همان! فقط بو و مزه و لامسه هم به بينايي و شنوايي اضافه شده است). این دستگاه این امکان را به شخص بازی کننده می‌دهد که به طور کامل در بازی شیرجه برود و با فرمان‌های مغزی کنترل بازی را به دست بگیرد. اما می‌بینیم این دستگاه اشکالاتی هم دارد كه پايه‌ي بسياري چرخش‌هاي داستاني جذاب يا همان پلات توئيست‌ها مي‌شود. عده‌ي زيادي در بازي گير مي‌افتند و مجبورند براي بقا مبارزه كنند. زیاد توضیح نمی‌دهم تا براي شما اسپويل نشود.

برگردیم سر مبحث اصلی‌مان. حدود 24 سال از وقایع سورد آرت آنلاین گذشته، تکنولوژی پیشرفت کرده و ابزارهای جدیدی وارد زندگی مردم شده است. با نورو لینک آشنا می‌شویم که می‌شود گفت نسل سوم از نسل همان نرو گیر است، اما پیشرفته‌تر و کوچکتر، با قابلیت‌های بیشتر. دستگاه كوچك قابل حملي که روي گردن كاربرها نصب مي‌شود و حدود پانزده سال است همه از بدو تولد به آن مجهز مي‌شوند.

داستان ما در این‌جا اتفاق می‌افتد.

 

داستان انیمه:

قهرمان داستان ما هارو (هارویوکی آریتا) است. پسری کوتاه قد و چاق که مدام مورد آزار همکلاسی‌های قلدرش قرار دارد و همین موضوع باعث می‌شود اعتماد به نفس پایینی داشته باشد. هارو برای این‌که از زجر و عذاب زندگی‌اش خلاص شود، به دنیای مجازی شبکه‌ی محلی مدرسه پناه برده و آن‌جا به تنهايي اسکواش بازی می‌کند. مهارت ذاتی‌اش در بازي‌هاي كامپيوتري، به خصوص اين بازي كه تمام امتيازات بالاي آن متعلق به هاروست، باعث می‌شود تا توجه کورویوکی‌هیمه (شاهزاده برف سياه، رييس جذاب و محبوب شورای دانش‌آموزی مدرسه) به او جلب شود.

بعد از این‌که کورویوکی‌هیمه با صحنه‌سازي با استفاده از امكانات دنياي مجازي و استفاده از تصاوير دوربين‌هاي مداربسته و همين‌طور تحريك قلدرها به حمله به هارو، به او کمک می‌کند تا از شر قلدرها خلاص شود، او را با جهش مغزي (Brain Burst) آشنا می‌کند. برنامه‌ای سری که می‌تواند فرآیندهای ادراکی مغز را چنان سرعت بدهد که گويي زمان از حرکت مي‌ایستد. هارو می‌فهمد که جهش مغزي خیلی بیش از فقط یک برنامه و بازي سری است و این‌که این برنامه یک بازی از نوع «بازي‌هاي همگاني بسيار بزرگ نبرد تن‌به‌تن در واقعيت تقويت‌شده» (ARMMO) است که در آن بازیکن‌ها برای به دست آوردن امتیازهایی که به burst point  معروفند، با هم دوئل‌های خشن می‌کنند. امتياز بازي تنها براي بالاتر رفتن لول و قدرت بازی كردن نيست، بلكه می‌توان آن‌ها را صرف شتاب‌دهي خود در دنیای واقعی هم کرد و از مزاياي عجيب آن استفاده كرد.

درباره‌ی انیمه:

از نقاط قوت انیمه می‌توان به فضاسازی خوب و داستان نسبتاً جالبش اشاره کرد و این‌که شخصیت شکننده و بدون اعتماد به نفس هارو، قهرمان داستان، و همین‌طور شخصیت کورویوکی‌هیمه به خوبی و به صورت خیلی طبیعی و انسانی (شخصيت، نه چهره و اندام) طراحی و اجرا شده‌اند. بقیه شخصیت‌ها و نوع وارد شدن آن‌ها به روند داستان و اثرشان بر روند داستان نیز خوب و قابل قبول است.

روابط دوستان و دشمنان و بعضی شخصیت‌های خاکستری به خوبی در انیمه جای گرفته‌اند و حس این‌ را که با دنیای واقعی سر و کار دارید نه دنیای فانتزی انیمه، به شما می‌دهند.

انیمه خیلی قوی شروع می‌شود. به صورتی که به نظر من پنج قسمت اول این انیمه جزء بهترین معرفی‌های انیمه‌ها هستند؛ داستان با همین قوت تا وسط‌های مجموعه ادامه دارد، اما داستان از مسیر اصلی‌اش منحرف می‌شود و داستانی فرعی را دنبال می‌کند که به نظر من باعث کم شدن جذابیت و خشمگین شدن مخاطب می‌شود.

باید صبر کرد تا فصل دوم انیمه هم ساخته شود و بعد تصمیم‌گیری کرد...