شوالیه‌های زره‌پوش فردا؛ گفتاری در باب انیمه‌های گونه‌ی مکا [1]

شاید سازنده‌ی اولین مانگای «مکا» میتسو‌ترو یوکویاما، مردی که تتسوجین 28-Go   را ساخت، هرگز به خواب هم نمی‌دید که روزی مکا یکی از ژانرهای اصلی انیمه‌ها شود و مخاطبانش چنین گسترده شوند. شاید هم می‌دانست، چون وقتی از روبات‌های غول‌پیکر با قابلیت پرواز و سلاح‌های ابرویرانگر صحبت‌ می‌کنید، تقریباً غیرممکن است که در دهه‌ی پنجاه همه را دور خودتان جمع نکنید.

مقدمه‌ای در باب انیمه‌های گونه‌ی مکا

برای درک صحیح این دسته از انیمه‌ها، باید ابتدا درک بهتری از مکا و تفاوت‌های آن با سایر گونه‌های روبات و شبه‌روبات پیدا کنیم.

همه‌ی ما می‌دانیم که یک آندروید و یک روبات را چگونه باید از یکدیگر تمیز داد. آندرویدها به ترتیبی ساخته می‌شوند که چه از نظر ظاهری و چه از نظر رفتاری و تصمیم‌گیری، تفاوتی با یک انسان نداشته باشند. این در حالی است که یک روبات را می‌توان از ظاهر مشخصاً غیرانسانی‌اش تمیز داد. یک روبات روکش لاتکس پوست مانند و چشم‌های ژلاتینی و غدد مصنوعی تولید اشک ندارد. حتا صدای او فلزی و زنگاری است.

مکاها هم ظاهری مشابه روبات‌ها دارند. با این تفاوت که یک روبات واحدی برنامه‌ریزی کننده و یک تحلیل‌گر درونی دارد که قابلیت تصمیم‌گیری به او می‌دهد. روبات‌ها طراحی شده‌اند تا بدون وجود ناظر خارجی به کار خود ادامه بدهند. به عبارت دیگر برای یک روبات فرقی نمی‌کند که نسل سازنده‌هایش میلیون‌ها سال پیش منقرض شده است. او همیشه یک‌شنبه‌ها صبح ناقوس‌ها را به صدا در می‌آورد. حتا اگر ناقوسی در کار نباشد. او فقط باید طناب را بکشد.

اما مکاها تنها پوسته‌ای فلزی هستند که در واقع نقش زره شوالیه‌های قدیم را بازی می‌کنند. به طور مثال، ماموت‌های فلزی که در Starwars توسط نیروهای امپراطوری استفاده می‌شوند یک نمونه مکا هستند. بنابراین مکاها هم مثل تانک‌ها و جنگنده‌های جت، تابع قابلیت‌های راهبران‌شان هستند.

 

مختصری در باب تاریخ و زیرگونه‌های مکا

همان‌‌طور که گفته شد، این دسته از انیمه‌ها و مانگاها در 1956 و با مانگای تتسوجین و انیمه‌ی آن در 1963 آغاز شدند. هر چند برخی معتقدند از آن‌جایی که کنترل‌کننده‌های مکا او را از راه دور کنترل‌ می‌کردند آغاز این ژانر کارهای گو ناگی، نویسنده‌ی Mazinger Z انیمه مکای معروف است. این انیمه یکی از معروف‌ترین و موفق‌ترین سری انیمه‌های مکا در ژاپن و آمریکاست و آغازگر برخی از کلیشه‌های اصلی این سبک است. به طور مثال سلاح‌هایی که خلبان کافی است با نام ‌بردن فعالشان ‌کند.

ساخت Mobile suit Gundam در 1979 باعث شد که این نوع انیمه‌ها به دو دسته‌ی اصلی تقسیم شوند. دسته‌ی «سوپرروبات» یا ابرروبات که بیش‌تر از آن‌که به نحوه‌ی عملکرد عظیم‌الجثه بپردازد، به مبارزات و قدرت‌های نسبتاً جادویی او و ماجراهای خلبان‌ها می‌پرداخت. این انیمه‌ها معمولاً از روند مشابهی پیروی می‌کردند. داستان ‌تنها یک شخصیت اصلی یا یک تیم نهایتاً شش نفره از خلبانان دارد که در همان ابتدا با شخصیت بد اصلی روبرو می‌شوند، اما شکست می خورند. در ادامه، آن‌ها یکی یکی زیردستان شخصیت بد را شکست داده و نهایتاً در قسمت آخر با خود او روبرو شده و شکستش می‌دهند.

 دسته‌ی دوم ‌Real Robot است که واقع‌گرایانه‌تر بود و به مکا‌ها به چشم توسیع قابلیت‌های بشری در مبارزات نگاه می‌کرد. در این دسته انیمه‌ها، تکنولوژی مکاها کاملاً قابل توضیح است و در طول داستان با آن برخورد می‌کنیم. از مکا بیش‌تر با لفظ Armor یاد می‌شود و داستان به ندرت درباره‌ی خود مکاهاست و بیش‌تر نوعی درام یا جست‌وجوی رومانس‌گونه را نشان می‌دهد.

مهم‌ترین مشخصات مکاهای این انیمه‌ها عبارت است از:

  • مکاها معمولاً توسط شرکت‌های عظیم اسلحه‌سازی و نظامی و برای مقاصد نظامی تولید می‌شوند.
  • روبات‌ها معمولاً به تولید انبوه می‌رسند. واژه‌هایی چون نمونه‌ی اولیه و نمونه‌ی امتحانی در این دسته از انیمه‌ها پرکاربرد است.
  • در ژانر سوپرروبات سلاح‌ها معمولاً با فریاد خلبان به کار می‌افتند مثلا: "Super kick". ولی این دسته از مکاها از سلاح‌هایی مثل مسلسل یا موشک استفاده می‌کنند و به تسلیحات و مهمات نیاز دارند و توسط کنترل دستی خلبان از آن‌ها استفاده می‌شود.
  • این دسته مکاها مثل ماشین‌های واقعی خراب می‌شوند و نیاز به تعمیر و نگهداری دارند.

یکی دیگر از معروف‌ترین سریال‌های انیمه‌ای محبوب این ژانر the Super Dimension Fortress Macross است که در ایران آن را با نام «دژ فضایی» می‌شناسیم. این انیمه در کنار Gunbuster و Full Metal Panic از محبوب‌ترین انیمه‌های مکای دهه‌ی هشتاد هستند.

امروزه ژانر مکا همچنان در ژاپن ساخته می‌شود و طرفداران بسیاری دارد. در ادامه برخی از این انیمه‌های پرطرفدار معرفی می‌شوند.

 

 

Macross

کارگردان: شوجی کاواموری

استودیو: Nue

ژانر: علمی‌تخیلی نظامی، مکا، اپرای فضایی

سال تولید: 1982

دژ فضایی را تقریباً همه‌ی طرفداران انیمه‌ی ایرانی می‌شناسند. ماکروس یا SDF-1 Macross نام اولین نمونه‌ی سفینه‌های فضیایی Spacy یا نیروی فضایی سازمان ملل متحد است که برای دفاع از زمین در برابر آدم فضایی‌ها و به خصوص نژاد متخاصم زنترادی ایجاد شده است.

این انیمه از پایه‌های علمی‌تخیلی نسبتاً قدرتمندی در مقایسه با بسیاری از انیمه‌های علمی‌تخیلی ژاپنی برخوردار است. به طور مثال، سفر در مکان یا سفر در فواصل طولانی در انیمه توسط Space Warp یا Super dimension توجیه می‌شود که با ورود به این فضا سفینه از خط زمانی معمول خارج شده و با سرعت بسیار بالا و در زمان بسیار کوتاه‌تری به مقصد خود می‌رسد.

این انیمه در دسته‌ی Real Robot ژانر مکا قرار می‌گیرد، چون مکاهای مورد استفاده در واقع جت‌های تغییر شکل دهنده هستند که قادرند شکل خود را از جت به روبات‌های متحرک مشابه Dreadnought تغییر دهند.

بیش‌تر نبرد‌ها در این انیمه پایان خوشی ندارند و زنترادی‌ها تقریباً همیشه موفق می‌شوند انسان‌ها را شکست دهند و حتا اگر انسان‌ها پیروز هم شوند، معمولاً قیمت پیروزی چنان بالاست که از شکست بهتر نیست.

یکی از مهم‌ترین مشخصات این انیمه موسیقی آن است. یکی از دلایل محبوبیت سری ماکروس در ژاپن این است که خواننده‌های محبوب و معروف ژاپنی در موسیقی ابتدایی و متن انیمه ترانه اجرا کرده‌اند.

سری دوم این انیمه Macross Frontier، پنجاه سال بعد از خط داستانی سری اول رخ می‌دهد و درباره‌ی ماموریت‌های کلنی‌سازی یکی از سیارات در مرکز کهکشان و مبارزه با زنترادی‌هاست.

 

 

Gundam

نوشتن درباره‌ی این انیمه‌ی به‌خصوص سخت است. گاندام بیش از آن‌که صرفاً یک انیمه باشد، یک نام تجاری با پشتوانه‌ی پنجاه میلیارد یورویی است که نه تنها در ژاپن، که در آمریکا و اروپا هم شناخته شده است. اما گاندام از 7 آوریل 1979 و با سریال تلویزیونی Mobile suit Gundam  آغاز شد. اما به هیچ وجه به همین رسانه ختم نشد. از آن به بعد سریال‌های تلویزیونی و فیلم‌ها و مانگاها، مدل‌های پلاستیکی و بازی‌های بسیاری تحت نام کلی گاندام ساخته شد. می‌توان گفت که این نام تجاری مسیرهای بسیاری را طی کرد و بسیاری از تولیدات آن ربط مشخصی به سریال اصلی ندارند.

به عبارت دیگر هر چند که گاندام خط زمانی یا داستانی محکمی ندارد، اما برخی از عناصر داستان به صورت حفظ‌شده در همگی آن‌ها به چشم می‌خورد. از جمله مکایی غول‌آسا به نام گاندام که با مقاصد نظامی ساخته شده است.

در یکی از سرشماری‌ها که فروش محصولات انیمه در ژاپن از 1970 تا 2008 را نشان می‌داد، چهار انیمه از گاندام پنج جایگاه اول را کسب کرده بودند. همچنین مدل‌های پلاستیکی گاندام 90‌٪ بازار تولیدات مدل پلاستیکی ژاپن را تحت تصرف خود دارد.

سریال اصلی توسط یوشییوکی تومینو و گروه انیماتورهای سان‌رایز ساخته شد. داستان در زمانی در آینده می‌گذرد و در آن دانشمندان موفق به ساخت مدل پیشرفته‌ی مکایی به نام گاندام می‌شوند که شکل جنگ‌ها را برای همیشه تغییر می‌دهد. در این سریال و بقیه‌ی انیمه‌های متصل به آن، مدل‌های متعدد دیگری براساس این مدل ساخته می‌شوند. از جمله RX-178 Gundam MkII و Gundam zeta.

این انیمه آغاز گونه‌ی Real robot بود و پیچیدگی‌های داستانی این سبک را هم داشت. تمام تکنولوژی‌های به کار برده شده در گاندام یا کاملاً قابل توضیح بودند یا تنها چند عنصر فانتزی نیاز داشتند. داستان همچنین از پیچیدگی‌های سیاسی و فلسفی نسبتاً زیادی برخوردار بود. در جبهه‌های مختلف قهرمانان و ضدقهرمانان بسیاری وجود داشتند که هر یک برای دلایل شخصی و فلسفه‌ی شخصی خود مبارزه می‌کردند و در برخی از قسمت‌های این انیمه، شاهد درگیری‌هایی با ابعاد بزرگ بر سر این طرز تفکرهای متفاوت هستیم. شخصیت‌های اصلی سعی می‌کنند در طول نبرد یک‌دیگر را متقاعد کنند که حق با آن‌هاست.

روی هم رفته شمای کلی همه‌ی داستان‌ها بلوغ فکر شخصیت اصلی است و رسیدن یا نرسیدن او به خواسته‌هایش و تاثیری که این موضوع بر طرز فکر او می‌گذارد.

 

 

GunxSword

کارگردان: گورو تانی‌گوچی

استودیو: AIC A.S.T.A

ژانر: وسترن، کمدی، مکا Real Robot

سال تولید: 2005

این انیمه یکی از نمونه‌های مناسب از Real Robot است. مثل اکثر انیمه‌های این سبک، چندان به خود روبات‌ها پرداخته نمی‌شود و تمرکز اصلی بر روی داستان نیمه‌دراماتیکی است که در گذشته‌ی شخصیت اصلی، «ون»، اتفاق افتاده است.

شخصیت اصلی داستان یعنی ون شباهت بسیاری با شخصیت اصلی Cowboy Bebop دارد. او هم در گذشته‌ی خود زنی را دوست داشته که نمی‌تواند به او برسد. برای همین سفری را آغاز می‌کند تا انتقام خود را بگیرد. در این مسیر او با دختری به نام «ویندی» آشنا می‌شود که او هم در تلاش برای پیدا کردن برادرش است. و در نهایت سرنوشت هر دو نفر را به یک نقطه می‌رساند.

یکی از نقاط قوت این انیمه، شخصیت منفی جذاب آن است. این شخصیت مثل شخصیت منفی اکثر انیمه‌های این ژانر، ایدئولوژی خاص خود را دارد که اگر از خارج و با دید منطقی به آن فکر کنیم، واقعاً اشتباه نیست. اما روش‌هایی که او به کار می‌برد نیز قابل قبول نیست.

یکی دیگر از جذابیت‌های این انیمه، عناصر تاریخ بدیل و استیم‌پانک موجود در آن است و البته شکل کابوی فضایی آن که حالتی سرخوشانه و کمدی به داستان می‌دهد.

در این انیمه از کلیشه‌های معمول شخصیت بد و شخصیت خوب کمیک‌های آمریکایی خبری نیست. انیمه با آشکار کردن گذشته‌ی شخصیت‌ها باعث می‌شود با آن‌ها همدردی کنیم و بخش‌های انسانی آن‌ها را هم مورد توجه قرار دهیم.

 

 

Full Metal Panic

کارگردان: کوئیچی چیگیرا

استودیو: Gonzo

ژانر: تاریخ بدیل، علمی‌تخیلی، مکا Real Robot، کمدی عشقی

داستان ماجرای شخصیتی به نام «سوسوکه ساگارا» را دنبال می‌کند که مامور سازمان «میثریل»، یک سازمان نظامی ضدتروریست است و از سلاح‌های فوق‌پیشرفته‌ای مثل مکاها برای مبارزه با تروریست‌ها استفاده می‌کند. او مامور است از جان دختری به نام «کانامه چیدوری» محافظت کند و به همین دلیل وارد مدرسه‌ی او می‌شود. او که تا پیش از این هرگز زندگی اجتماعی را تجربه نکرده، در مدرسه دچار مشکلات بسیاری می‌شود. در نهایت چیدوری متوجه می‌شود که سوسوکه از او مراقبت می‌کند، ولی سوسوکه برای کارش توضیحی نمی‌دهد. حتا خود سوسوکه هم نمی‌داند که چرا چیدوری توسط سازمان‌های تروریستی مختلف مورد هدف قرار گرفته است.

داستان در جهانی موازی و در اواخر قرن بیستم و در فضایی مشابه جنگ سرد رخ می‌دهد، با این تفاوت که به جای آلمان، چین به دو قسمت تقسیم شده و هنگ‌کنگ مشابه برلین به دو بخش تقسیم شده است.

یکی از تفاوت‌های دیگر این جهان موازی این است که در جنگ خلیج از بمب هسته‌ای استفاده شده و این موضوع باعث آغاز پنجمین جنگ خاورمیانه شده است. همچنین میخائیل گورباچوف توسط پرستروئیکا ترور شده و افغانستان توسط اتحاد شوروی تسخیر شده است.

باید ذکر کرد که جالب‌ترین بخش این انیمه، جبهه‌های مختلف با منافع متفاوت و رنگارنگشان است. شاید بتوان گفت که دو مشخصه‌ی زمان بدیل و درگیری‌های سیاسی یکی از اصلی‌ترین نقاط تمرکز این دسته از انیمه‌هاست.

 

 

Code Geass

کارگردان: گورو تانیگوچی

استودیو: Sunrise

سال تولید: 2006

ژانر: درام، علمی‌تخیلی نظامی، تاریخ بدیل، مکا Real Robot، ماورا الطبیعی

شاید بهترین انیمه‌ی این ژانر نباشد، اما تمامی مشخصات کلاسیک این ژانر را در خود دارد. این انیمه یکی از آن انیمه‌هایی است که بعد از سال‌ها همچنان می‌توانید دوباره آن را ببینید و لذت ببرید.

همچون انیمه‌ی «دفترچه‌ی مرگ»، داستان این انیمه حول شخصیتی قدرتمند و بسیار باهوش می‌گردد که با به دست آوردن قدرتی فراطبیعی تصمیم می‌گیرد سرنوشت جهان را تغییر دهد. با این تفاوت که داستان «لولوش وی‌بریتانیا» بسیار روشن‌تر از «یاگامی لایت» است.

آن‌طور که در یکی از قسمت‌های این انیمه در کلاس تاریخ گفته می‌شود، هنری هفتم جانشین الیزابت اول می‌شود و بعد الیزابت سوم در نبردی عظیم جزیره‌ی انگلستان را تسلیم ناپلئون می‌کند و انگلیسی‌ها مجبور می‌شوند به مستعمرات خود در آمریکا عقب‌نشینی کنند. آن‌ها امپراطوری مقدس بریتانیا را در سراسر قاره‌های آمریکای شمالی و جنوبی برپا می‌کنند و در ابتدای قرن بیستم، به واسطه‌ی تجهیزات نظامی برتر خود یعنی مکاها، ژاپن را تصرف می‌کنند. سه قدرت نظامی دیگر این جهان عبارتند از اتحادیه‌ی چین که شامل چین و شوروی و سایر کشور‌های جنوب‌شرقی آسیا جز ژاپن است، اتحادیه‌ی اروپا که تمامی اروپا و انگلستان را در بر می‌گیرد و اتحادیه‌ی آفریقا شامل تمامی قاره‌ی آفریقا.

لولوش وی‌ بریتانیا یکی از شاهزاده‌های این امپراتوری است که به همراه خواهرش از دربار پدرش رانده شده و به ژاپن تبعید شده است. او در ژاپن به طور مخفیانه مشغول تحصیل است و کسی از هویت واقعی او مطلع نیست. تا این‌که یک روز او با موجودی بیگانه به نام «سی. سی.» روبهرو می‌شود که به او قدرتی معروف به Geass به او می‌دهد.

در اساطیر اسکاندیناوی «گیاس» نوعی نفرین است که در سرنوشت شخصی محتوم شده است. مثلاً زیگفرید گیاسی دارد که از حلقه‌ي اژدها نشات می‌گیرد و به همین دلیل حتماً به واسطه‌ی خیانت کشته خواهد شد.

در این انیمه صاحبان گیاس از قدرت‌های مختلفی بهره می‌برند که معمولاً قدرت‌های کنترل ذهن هستند. مثلاً لولوش می‌تواند به اطرافیانش دستور دهد و آن‌ها مجبور به اطاعت هستند، حتا اگر دستور خودکشی صادر شود.

نهایتاً داستان حول محور آزادی و چیستی و حقیقت آن می‌گردد و شخصیت‌های متعدد داستان هر یک نظر خاصی درباره‌ی آن داشته و سعی در پیش‌برد نقشه‌های خود دارند.

این انیمه یکی از غافلگیر کننده‌ترین پیچش‌های داستانی را در خود دارد و داستان قدرتمند آن با شخصیت‌های جذابی که ارتباط برقرار کردن با آن‌ها راحت است، مخاطب را تا انتها با خود می‌کشد و از فراز و فرود مناسبی برخوردار است.

یک ویژگی بارز این انیمه، رنگ‌آمیزی شاد و متنوع آن است. برخلاف اکثر انیمه‌های با داستان پیچیده که معمولاً از طیف خاکستری‌تر استفاده می‌کنند، کد گیاس انیمه‌ای سرزنده با موسیقی گیرا است.

این انیمه دو فصل دارد و گفته می‌شود که فصل سوم آن تا سال آینده پخش خواهد شد.

 

پی‌نوشت‌ها:

 

[1] Mecha