سوپر8

معرفی فیلم : سوپر 8 [1] 

نویسنده و کارگردان : جی. جی. آبرامز [2] 

تهیه کننده: استیون اسپیلبرگ [3] 

مدیر فیلم‌برداری : لری فانگ [4] 

موسیقی : مایکل جیاچینو [5] 

بازیگران : جوئل کورتنی [6]، ال فانینگ [7]، کایل چندلر [8] 

زمان : 112 دقیقه

محصول 2011 امریکا 

 

 

 

آغاز

آرامشی وجود ندارد. انگار همه چیز به پایان رسیده، حتا روزشمار کارخانه نیز نزدیک‌ترین عدد به صفر را نشان می‌دهد. همه برای او و مسیر پیش رویش نگران هستند. جو لمب [9] کودک تنهایی نیست، اما مرگ مادر مسأله را متفاوت کرده و او را از بقیه جدا ساخته است. پدر جو برنامه‌ی سفر را آماده می‌کند تا فضای روحی جو را تغییر دهد، اما هنوز دغدغه‌ها و رؤیاهای کودکانه برای ساختن فیلم با دوربین سوپر8 در او و دوستانش وجود دارد. هنوز روح کودکی در او جریان دارد. هنوز اتفاقات بسیاری در پیش است. جو می‌خواهد بماند و از بازی کودکانه‌اش لذت ببرد. «درست است که اتفاقات بدی افتاده، اما زندگی هنوز ادامه دارد.»

 

سوپر8 یک فیلم از یک کارگردان نیست، بلکه اثری است با دو خط داستانی متفاوت که دو ذهن متفکر (آبرامز و اسپیلبرگ)، به نحو زیبایی در کنار هم قرار داده‌اند و یک فیلم ساده را به فیلمی لذت‌بخش تبدیل کرده‌اند. نیمه ابتدایی فیلم روایتی است از چند کودک که به دنبال سرگرمی متفاوتی رفته‌اند و با وجود سن کمشان، به دنبال خلق یک فیلم درست و حسابی با دوربین سوپر8 هستند. چارلز [10] که کارگردان فیلم است، در کنار جو لمب و دیگر دوستانشان تمام تلاش خود را می‌کنند تا فیلمی متفاوت بسازند و برنده‌ی مسابقات شوند؛ پس آلیس دینارد [11] را وارد فیلم می‌کنند تا فیلم را با داشتن یک بازیگر زن از لحاظ ارزش‌گذاری قوی‌تر کنند. ورود آلیس و علاقه‌ای که جو به او نشان می‌دهد، مسیر را برای آغاز نیمه‌ی دوم فیلم آماده می‌کند. نیمه‌ی اول خود به تنهایی می‌تواند یک فیلم ساده و جدا باشد، ولی آبرامز و اسپیلبرگ ادامه و نتیجه‌ی آن را به نیمه‌ی دوم فیلم موکول می‌کنند و در میان داستان اصلی نیمه‌ی دوم، داستان اولیه‌ی خود را نیز تکمیل و تعریف می‌کنند.

داستان دوم از جایی شروع می‌شود که سانحه‌ی قطار در حین فیلم‌برداری رخ می‌دهد. ابتدا همه چیز شبیه یک اتفاق ساده جلوه می‌کند، اما جو که محوریت داستان است نظاره‌گر اتفاقات عجیبی در صحنه حادثه است. همچنین تصادف وانت دکتر وودوارد [12] معلم مدرسه تعمدی به نظر می‌رسد و تهدید بچه‌ها توسط دکتر باعث می‌شود که مسأله را با کسی در میان نگذارند. اما اتفاقات عجیب ادامه دارد؛ گروهی طی حملاتی مشکوک ناپدید می‌شوند، ارتش در شهر رژه می‌رود و اوضاع بحرانی به نظر می‌رسد. اما جو و دوستانش فارغ از این مسائل در صدد بهره بردن از شرایط فعلی هستند و با استفاده از لوکیشن‌های ایجاد شده، سطح کیفی فیلم را بالا می‌برند. ولی گم شدن آلیس و تخلیه‌ی شهر، جو را به واکنش وا می‌دارد و دنیای کودکانه‌ی او با اتفاقات عجیب و ترسناک پیرامونش درهم تنیده می‌شود و جو برای کمک به آلیس به شهر باز می‌گردد.

نیمه‌ی دوم فیلم نیمه‌ی آبرامز است. هر چه در نیمه‌ی نخست به یاد اسپیلبرگ و حال و هوای بچه‌های ماجراجوی فیلمE.T می‌افتیم، در نیمه‌ی دوم فضای درگیر کننده و سؤال‌برانگیز آبرامز در لاست و فرینج برایمان تداعی می‌شود. این حس را می‌توان در صدای هیولای داستان که از دور شنیده می‌شود و حملات هیولا که ما را به یاد دود سریال لاست می‌اندازد، لرزش‌های مکعب جو و حتا نبض موسیقی متن فیلم و مخصوصاً سکانس پایانی ردگیری کرد. اما سؤال مهم این‌جا است: آبرامز یا اسپیلبرگ؟ این فیلم متعلق به سبک فیلم‌سازی کدام یک است؟ در حقیقت افکار و اندیشه‌های هر دو در روح فیلم جریان دارد، ولی اندیشه‌های آبرامز در پاره‌ای از اوقات خودنمایی بیشتری دارد و فیلم را به سمت و سوی دنیای دلهره‌آوری به سبک او می‌کشاند. در هر حال ساختن فیلمی با محوریت دوربین سوپر8 دغدغه‌ی هر دوی آن‌ها (آبرامز و اسپیلبرگ) بوده و تلفیق سبک‌ ویژه‌ی این دو کارگردان باعث جذابیت بیش از پیش داستان شده است.

فیلم از لحاظ داستانی دارا نقاط قوت بسیاری است و چینش ارکان داستان در کنار هم به نحو احسنت انجام شده، ولی برخی مسائل در آن آزاردهنده به تصویر کشیده شده است. مخاطب هیچ‌ پیشینه‌ای از موجود هیولامانند ندارد و حس ترحمی که دکتر وودوارد قصد دارد برای او در ذهن ما بسازد، به هیچ ‌نحو به بیننده تزریق نمی‌شود و ما از این موجود که احتمالاً فضایی هم هست – چون نیروی هوایی ایالات متحده را درگیر خود کرده-  به نظر هیچ اطلاعات واضحی نداریم و هیولا صرفاً یک نیروی بر هم زننده‌ی اوضاع است و بار شخصیتی خاصی را به دوش نمی‌کشد. نکته‌ی دیگر باز هم در مورد دکتر وودوارد و نوع عملیاتی است که در برخورد با قطار برنامه‌ریزی کرده. به طور کلی شخصیت‌های بزرگسال داستان دارای رفتارهای متناسب و منطقی نیستند و به نظر می‌رسد اعمال آن‌ها بیشتر برای پیش بردن داستان صورت می‌گیرد. مانند دعوای پدر آلیس با فرزندانش که منجر به اتفاق هدایت‌کننده‌ی داستان می‌شود. یا اختلاف پدرهای جو و آلیس در حالی که لوئیز دینارد [13] (پدر آلیس) هیچ‌ نقشی در مرگ مادر جو نداشته و فقط در آن روز به محل کار نرفته و این کشاکش بین پدر آلیس و پدر جو، فقط عاملی بازدارنده برای جدا کردن جو و آلیس به نظر می‌رسد. با این اوصاف بچه‌ها تمام بار داستان را از لحاظ منطق به دوش می‌کشند و مواد و اطلاعاتی که برای بنا کردن یک شخصیت لازم است، تنها در کودکان داستان شکل گرفته است.

در ستایش گردنبند جو

بارها در فیلم‌های مختلف موجودات غیرانسانی مثل حیوانات و موجودات فضایی یا فانتزی جایگزین شخصیت اصلی داستان بوده‌اند، اما در سوپر8 گردنبند جو که یادگاری از مادر اوست به شکل خارق‌العاده و زیبایی جایگزین یک شخصیت اصلی در داستان شده است. مادر جو در حادثه‌ای فوت کرده و خلأ نبود او برای جو که رابطه عمیقی با او داشته، همواره حس می‌شود؛ ولی تمام نقطه‌ی اتکا و قدرت‌دهنده به او در شرایط سخت و لحظاتی که ترسیده، گردنبندی است که عکس مادرش در آن قرار دارد. زمانی که برای اولین بار با موجود عجیب در محل حادثه روبرو می‌شود یا زمانی که نگران حال آلیس بعد از حادثه است، تنها به گردنبند متوسل می‌شود و حس آرامش‌دهنده و یاری‌کننده‌ی جو که به خاطر عدم حضور مادرش از دست رفته، تماماً به عهده‌ی گردنبند است. اما این تعلق خاطر باعث ضعف جو شده و او را ترسو و وابسته می‌کند و اجازه دیده شدن را به او نمی‌دهد. با این حال جو در مواجه با هیولا و طی مسیر نجات آلیس شجاعت خود را به دست آورده و به پالایشی روحی دست پیدا می‌کند و بدون کمک گرفتن از گردنبند، با هیولا روبرو می‌شود و هیولا که توانایی ارتباط برقرار کردن با انسان‌ها را از لحاظ حسی دارد، شناخت کاملی از جو به دست می‌آورد و به عنوان آخرین قطعه‌ی مورد نیاز خود، گردنبند را از جو می‌گیرد و این عمل او نوعی ادای احترام متقابل و پذیرش نیاز متقابل در واکنش به جمله‌ی جو است که می‌گوید:«اتفاق های بدی افتادن، اما هنوز زندگی ادامه داره». این حرف، درد مشترک هر دوی آن‌ها است و لحظه‌ی جدایی گردنبند و جو، اوج تکامل شخصیت اول فیلم را نمایان می‌کند.


 

 

 

پی‌نوشت‌ها:

[1] Super 8

[2] J. J. Abrams

[3] Steven Speilberg

[4] Larry Fong

[5] Michael Giacchinoc

[6] Joel Courtney

[7] Elle Fanning

[8] Kyle Chandler

[9] Joe Lamb

[10] Charles

[11] Alice Dainard

[12] Dr. Woodward

[13] Louis Dainard