سوپر ۸

 

سوپر 8

نویسنده و کارگردان : جی. جی. آبرامز

تهیه کننده: استیون اسپیلبرگ

بازیگران: اله فینینک، آماندا میشالکا و کایل چندلر

رتبه در IMDB : 3/7 از 10

ژانر: علمی‌تخیلی

زبان: انگلیسی

کشور تولید کننده: آمریکا

 

خلاصه:

چند بچه مدرسه‌ای در حال ساخت یک فیلم ترسناک با یک دوربین سوپر 8 هستند. ماجراهای میان بچه‌ها، همان ماجراهای آشنا هستند: قهر و آشتی‌های کودکانه و دوستی‌ها و رفاقت‌هایی که گاه تا پای جان می‌روند. یک شب بچه‌ها تصمیم می‌گیرند برای فیلم‌برداری از یکی از سکانس‌های فیلم، به محلی بیرون از شهر بروند. کلبه‌ای کنار ریل راه‌آهن را انتخاب می‌کنند و مشغول فیلم‌برداری هستند که ماجرایی غریب رُخ می‌دهد و دوربینشان ماجرایی به راستی ترسناک را ضبط می‌کند.

 

پیش‌زمینه:

قرار گرفتن نام استیون اسپیلبرگ در کنار جی. جی. آبرامز، به تنهایی می‌تواند انگیزه‌ی بالایی برای دیدن یک اثر سینمایی ایجاد کند. زمانی که خالقِ «ای.تی»، «برخورد نزدیک از نوع سوم»، «گزارش اقلیت» و «جنگ دنیاها»، در جایگاه تهیه کننده می‌نشیند و صندلی کارگردانی را به کسی می‌دهد که کارگردانیِ فیلم‌هایی همچون «پیشتازان فضا» و خلق سریال‌های شگفت‌انگیزی چون «لاست» و «فرینج» را در کارنامه‌ی خود دارد، انتظارهای فراوانی شکل می‌گیرد. به نظر سوپر 8 با چنین ترکیبی توانسته است به نتیجه مطلوبی برسد.

 در سال 2011 و در حالی که فیلم‌های علمی‌تخیلی پر هزینه‌ای همچون «ترانسفورمرز 3»، «آپولو 18»، «سورس کد» و «ظهور سیاره‌ی میمون‌ها» بر روی پرده‌های نمایش قرار گرفتند، سوپر 8 جایگاه ویژه‌ای را به خود اختصاص داد.

سوپر 8 را شاید بتوان یکی از به یاد ماندنی‌ترین فیلم‌های علمی‌تخیلی‌های سال 2011 دانست. نه به این معنی که الزاماً فیلمی بی‌نظیر در حیطه‌ی علمی‌تخیلی باشد و نه حتا به این معنی که بهترین فیلم علمی‌تخیلی سال بوده باشد؛ بلکه از این نظر که نوعی نوستالژی قدیمی را برای بینندگان خود ایجاد کرد.

در این سال فیلم‌هایی همچون طلوع سیاره‌ی میمون‌ها، ترانسفورمرز 3 و آپولو 18 بحث‌های زیادی را ایجاد کردند. طلوع سیاره‌ی میمون‌ها بحث مرزهای فناوری ژنتیک و استفاده‌ی تحقیقاتی از حیوانات را مطرح کرد و باعث شد گروه‌های زیادی درباره‌ی خط قرمز دستکاری‌های ژنتیکی و  درباره‌ی این که چقدر ما از نظر اخلاقی مجاز به استفاده از حیوانات برای انجام آزمایش های علمی و تحقیقاتی خود هستیم، به بحث بپردازند. ترانسفورمرز 3، نبرد فضایی را به زمین آورد و در یکی از بارزترین نمایش‌های سینمایی مبتنی بر جلوه‌های ویژه، از خیانت انسان‌ها بر علیه خود گرفته، تا تئوری توطئه در برنامه‌ی فضایی ماه و پرواز شاتل‌ها و حتا حمله‌ی فضایی‌ها به تاسیسات اتمی ایران را روی پرده به نمایش گذاشت و از حضور چهره‌ای مانند باز آلدرین، دومین انسانی که قدم بر سطح ماه گذاشت نیز استفاده کرد. آپولو 18 سوی دیگر تئوری توطئه‌ی رد سفر به ماه را دنبال کرد و در آن‌جا در روایتی شبه مستند ادعا کرد نابودگرهای اهل ماه دست به قتل عام فضایی زده‌اند و البته که با بازتاب قابل توجهی به ویژه در انجمن‌های طرفدار نظریه‌ی توطئه در سفر به ماه روبه‌رو شد. در میان این همه جار و جنجال و نبرد اما، سوپر 8 روایتی دلنشین را با مضمونی علمی‌تخیلی بیان کرد که یادآور فیلم‌هایی همچون ای.تی، موجود فرازمینی و برخورد نزدیک از نوع سوم بود.

 

روایت و درون‌مایه‌ها:

سوپر 8 بازگشت به دوران پرشکوه ای.تی و برخورد نزدیک از نوع سوم است. دورانی که مواجهه با موجودات فضایی بر مبنای فضای دهه 70 آمریکا شکل می‌گرفت. فضایی که خانواده و مشکلات آن نقش کلیدی را در بستر داستان ایفا می‌کردند. زمانی در یک سخنرانی، آبرامز به علاقمندانش گفته بود اکثر اوقات داستانی که بر پرده می‌بینید درباره‌ی چیزی دیگری است. او در آن سخنرانی به ای.تی اشاره کرده بود که داستان بیش از آن که درباره‌ی موجود فضایی مهربانی باشد، درباره‌ی بحران جدایی پدر و مادر در یک خانواده و تاثیر آن بر زندگی کودکان است. در سوپر 8 خود او نیز چنین داستانی را روایت می‌کند.

سوپر 8 روایت گروهی از دوستان مدرسه‌ای را در یکی از تابستان‌های دهه‌ی 70 بازگو می‌کند. این کودکان که علاقمند به ساختن فیلمی ترسناک هستند، هنگامی که قصد فیلم‌برداری از یکی از صحنه‌های فیلمشان را دارند، شاهد بروز حادثه‌ای برای یک قطار باری هستند. دوربین سوپر 8 آن‌ها که از ترس رها شده است، تصاویری از واقعیت پشت پرده‌ی این تصادف را آشکار می‌کند. این آغاز و این فرآیند البته فرصتی استثنایی برای آبرامزِ نویسنده و کارگردان به وجود آورده است تا یکی از علاقه‌های اصلی خود را که تدارک دیدن صحنه‌های بزرگ تصادف و انفجار است، در فیلمش بگنجاند. خود در سخنرانی‌اش در کنفرانس تد گفته بود که عاشق چنین صحنه‌هایی است و اوجش را در «ماموریت غیرممکن» با بازی تام کروز به تصویر کشیده است.

فیلم درباره‌ی موجودی فضایی است که به زمین آمده و به جای حسن نیت، با بدخواهی زمینی‌ها مواجه شده است و اینک دست به هر کاری می‌زند تا به خانه‌ی خود برگردد. تم داستان و حضور این گروه از بچه‌ها و حتا حال و هوای فیلم یادآور ای.تی است، اما این بار موجود فضایی چندان دست و پا بسته نیست و وقتی لازم باشد، می تواند چهره‌ی مهاجمی خشن را نشان دهد و شاید این موضوع بی‌دلیل هم نباشد. در مرور فیلم‌هایی با موضوع مواجهه با فضایی‌ها، معمولاً آن‌ها را به دو رده تقسیم می‌کنند. رده‌ای که در آن فضایی‌ها مهربان و دوست داشتنی و بی‌آزارند که برجسته‌ترین نمونه‌های آن شاید ای.تی و برخورد نزدیک باشد و گروهی که در آن‌ها فضایی‌ها به دلیل منافعشان، بی‌دلیلِ خاصی متخاصم و مهاجمند. جنگ دنیاهای اسپیلبرگ نمونه‌ای از این گونه است. برخی منتقدان اشاره می‌کنند آن‌ چه اسپیلبرگ را از ای.تی به جنگ دنیاها رساند، رویدادهای اجتماعی دوران ما و به ویژه تحولات مربوط به حوادث 11 سپتامبر بود. دورانی که پس از آن مردم به هم سوظن دارند و دشمن‌ها می توانند بی هیچ هشداری دست به نابودی بزنند. سوپر 8 اما در میانه‌ی این دو قرار دارد. موجود هیولاواری که در فیلم نشان داده شده است، گمشده‌ای در جستجوی خانه‌ی خود است، او مهاجم و آشوبگر نیست. اما برخورد ما با او وی را تبدیل به چنان شکارچی ویرانگری می‌کند و البته زمانی که با حسن نیت و معصومیت کودکانه روبه‌رو می‌شود، او نیز به راه خود می‌رود.

داستان در دل خود داستان کودکی در خانواده است که با مشکلات دوره‌ی کودکی و گذار از آن مواجه است. چنین دست‌مایه‌ای فیلم را برای گروه وسیعی از مخاطب‌ها قابل درک می‌کند و به گونه‌ای پیش می‌رود که گاه تم فضایی داستان در سایه قرار می‌گیرد و این روابط برجسته می‌شوند و البته مانند بسیاری از فیلم‌هایی که در این ژانر ساخته می‌شود، این داستان نیز روایت تحول قهرمان است. الگوی اسطوره‌ای که جوزف کمپبل، اسطوره‌شناس برجسته آن را در کتاب معروف خود، «قهرمان هزار چهره» روایت کرده و دست‌مایه‌ای برای اپرای فضاییِ جنگ‌های ستاره‌ای شد، هنوز هم کارکرد دارد. فیلم در اوج خود روایت عبور و گذر میان دو وادی است. شاید با این نگاه بشود گفت یکی از به یاد ماندنی‌ترین صحنه‌های فیلم در پایان آن است. جایی که کودک قهرمان داستان باید از یادگاری عزیزش چشم بپوشد. چشم‌پوشی او هم بیگانه‌ی غریب را به خانه‌اش می‌رساند و جهان را تازه می‌کند و هم جان و روان خود او را از بند گذشته نجات می‌دهد.

اگر کسی صرفاً به دنبالِ جزییات فنی و تکنیکی و آینده‌نگری در یک داستان علمی‌تخیلی باشد، شاید از دیدن این فیلم لذت چندانی نبرد. چگونه می‌شود یک سفینه‌ی فضایی را از خرده‌های فلزی متفرقه و انبوهی از تیله‌های فلزی ساخت؟ چرا این موجود از سوی هموطنانش رها شده است؟ ماهیت تیله‌های سازنده سفینه چیست؟ و بسیاری سوال درستِ دیگر. اما فیلم داستانی دلنشین را در قالبی از رویدادهای شکل گرفته در اطراف یک موجود فضایی روایت می‌کند. این روایت جذاب و دیدنی است و به همین دلیل بسیاری از افراد غیرعلاقه‌مند به فیلم های علمی‌تخیلی نیز از دیدن آن لذت خواهند برد.