سخن ماه

«رهرو آن است که آهسته و پیوسته رود» را شنیدهایم. قدمای باستانی که بسیار حکیم و دانا و جامعالاسرار و مانعالاغیار بودهاند، در مجموعهی پایانناپذیرِ الگوهای بیشمار بازمانده تکلیف خیلی چیزها را برای ما مشخص کردهاند. این یکی، از آنهایی است که گمانهای به واقعیت میزند. عملکرد مجلهی شگفتزار از دید من به عنوان ناظر بیرونی، مصداق این هنجار بوده و هست. شمارهی ویژهی نوروز با تصمیم هیأت تحریریهی مجله تنها به داستان اختصاص دارد. فرصتی که من آن را غنیمت میشمارم و اندکی بیش از معمول فضا برای این گفتار اشغال خواهم کرد و به خود فیزیکی مجله میپردازم.

اگر چه مجلهی شگفتزار از استاندارد خودنهادهی کمال گروه ادبی و تحریریهی خود فاصله دارد، اما این گروه بیوقفه در تلاشند هر بار کار خود را بهتر و بهتر کنند. بگذارید ببینیم این کار چطور انجام میشود.

سردبیر مجله طبق تعریف وظیفه دارد تم، موضوع یا قالب محتوای مجلهی را انتخاب کرده و هدایت کند؛ آثار را برگزیده و از نظر کیفیت و خودسانسوری مورد نیاز برای احتراز از تحصیل گزک، ممیزی کند؛ ناظر و ضامن حفظ روند و رویه و کیفیت بوده و کیفیت کار نهایی را کنترل کند. اما خانم شیرین سادات صفوی، سردبیر این مجله، به این کار قناعت نمیکند و تا جایی که من خبر دارم، زمان و منابع شخصی خود ایشان است که بسیار جاهای خالی در گروه انگشتشمار دستاندرکاران مجله را پر میکند.

هیأت تحریریهی مجلهی شگفتزار (همان نامهای آشنایی که درون جلد آمده) مسئول هر اتفاقی هستند که در زمینهی محتوا میافتد. همان طور که میدانید و بارها هم گفتهایم، تمام کارهایی که در گروه ادبیات گمانهزن صورت میگیرد غیرانتفاعی و با هزینهی شخصی اعضا است. یکی از مهمترین عاملهای دشواری تهیهی مطلب ماهانه برای مجله، همین جا خود را نشان میدهد. هر چند همواره از لطف دوستان و یاران مجله برخوردار بودهایم، اما همچنان دبیران بخشها هستند که به تأمین مطلب با کیفیت و کمیت مطلوب متعهد شدهاند. رویکرد «بهبود مدام» امروز بعد از هفت سال کار به امضای معنوی گروه و مجله بدل شده است. حال در باب این که روش مزبور تا چه اندازه کارآمد بوده و چقدر بر این اساس عمل شده، قضاوت را به ناظران بیطرف میسپاریم.

تکتک مطالب باید از نظر دستور خط، دستور زبان، املاء و حتا در صورت لزوم صرف و نحو (!) بررسی شده و در صورت لزوم تصحیح شوند. سپس نوبت به نمونهخوانی مجدد همهی متن میرسد تا چیزهایی که ممکن است از قلم افتاده باشند تصحیح شوند. یک دور خواندن تمام مطالب با دید پرهیز از بیشمار خطوط قرمز را هم به این فرآیند بیفزایید. سپس پویش طولانی به طلب تصویر مناسب هر بخش آغاز میشود. پانویسها و پایاننویسها به دو شیوه در مطالب افزوده میشوند که برای نمایش وب و مجلهای متفاوت است.

برخلاف معمول نشریات، عملیات فنی مجله از صفر تا صد به طور کامل در داخل تیم صورت میگیرد. کارهای فنی وبسایت و نمایش برخط را محمد ثابت و سمیه کرمی انجام میدهند. کار صفحهبندی نسخهی PDF مجله را هم محمد حاج زمان انجام میدهد. بد نیست بدانیم که فایل مجله به دو صورت به خروجی داده میشود. یکی از آنها مخصوص نمایش ورقزن برخط است که با نسخهی معمول متفاوت است و باید جداگانه تهیه شود.

صفحهبندی مجلهی شگفتزار از آن جاهایی است که روش و روند متعین آکادمی فانتزی، گروه ادبیات گمانهزن و خود شگفتزار را نشان میدهد. چیزی که آکادمی فانتزی را آکادمی فانتزی کرده و تا به حال نگاه داشته و از حالت یک وبگاه هواداری به شکل امروز در آورده است، نه کمیت کارها، بلکه تأکید بیپایان بر کیفیت کار بوده و هست. درست است که این رویه در تمام بخشهای کار، چه از انتخاب درونمایه و انتخاب اثر و نویسنده و ترجمه و نگارش و ویرایش و بازنویسی و پاورقی و تنظیم و تدوین و نمایش و صفحهبندی و ارایه در پیش گرفته میشود، اما در صفحهبندی به یک نقطهی عطف میرسد.

صفحهبندی یکی از پردردسرترین و کمارج و قربترین کارهایی است که برای رساندن شگفتزار به دست شما انجام میشود. صفحهبند تنها کس از میان  مجموعهی شگفتزار است که باید همهی مطالب را، از روی جلد تا محتوای پشت جلد، بخواند و بررسی کند و به شکل مناسب به نمایش در بیاورد. محمد حاج زمان این کار را از حالت کار و وظیفه به در آورده و نسخهی نهایی شگفتزار را به اثری هنرمندانه میگدازد.

نه کسی را از بیرون آوردهایم و نه مطلب و عکس کپه کردهایم تا یکی به صورت تصادفی بچیند؛ کلیشه است که بگوییم این کار با عشق انجام می شود، اما صفحهبند مجله یکی از اعضای تحریریهی خود شگفتزار است، که کار داوطلبانهاش را تا حد کمال متعهدانه انجام میدهد.

ممنونیم.

اما پیش از آن که فراموش شود اجازه دهید از همین جا خطاب به همهی دوستان و یاوران و همراهان و مهرورزان گرامی بگویم، آرزومندم تا نوروز یک هزار و سیصد و نود و یک خورشیدی برای شما شاد و پرخنده و آرام و دلپذیر و گرم و نیکو باشد. امیدوارم نوروز عطفی باشد، از نحس به سعد.

 

مهدی بنواری