سخن ماه

editor-note

دنیای علمی‌تخیلی و فانتزی بزرگتر از چیزی است که فکرش را می‌کنیم. حتا اگر طرفدار این ژانر باشیم، خواندن کتاب‌هایش برایمان بر سایر ژانرها اولویت داشته باشد و خودمان را تویش غرق کنیم، اما انگار این دنیا این‌قدر بزرگ شده است که باز هم جا دارد تویش بچرخی و افق‌های تازه و کشف نشده را پیدا کنی.
و از مزایای انتشار یک ماهنامه‌ی علمی‌تخیلی و فانتزی این است که باید گوشه‌ی چشمی هم به این افق‌ها داشته باشی. شاید کلمه‌ی «رقابت» اصطلاح خوبی نباشد، ولی در حقیقت تلاش این است که از دنیای پیشروی ع‌ت‌ف عقب نمانی و اگر خبر تازه‌ای بود و چیز جالبی کشف شد، با واسطه بقیه را هم باخبر کنی.
و در همین ماه گذشته، در گشت‌وگذار در این باره، چند مورد جالب پیدا شد که از این میان، یک موردش این‌جا ذکر می‌شود.
شعر علمی‌تخیلی. نه، اصلاً چیز عجیبی نیست و قبلاً هم از آن خبر داشتیم که کاری است آزمایشی و متفاوت و محض سرگرمی. اما جالب این که جایی به اسم «انجمن شاعران علمی‌تخیلی» وجود دارد و حتا سن قابل توجهی هم دارد (تاسیس به سال 1978). این انجمن مسابقه‌ی سالانه‌ای هم برگزار می‌کند و سه جایزه‌ی مختلف، به شعرهای تکی، شعرهای کوتاه، و کتاب‌های شعر ع‌ت‌ف و وحشت می‌دهد. این انجمن آن‌قدرها هم آزمایشی و محض سرگرمی نیست، چرا که سالانه یک مجموعه شعر چاپ می‌کند و اعضای زیادی هم دارد.
یک نمونه شعر که در مجله‌ی برخط این انجمن منتشر شده است:

«فلسفه‌ی آزمایشگاه»
جِی. آ. گرایر

باید تمیز کنیم
زیر طیف‌سنج عظیم‌ را
با نیتروژن مایع.
وسایل
به زمین میخ شده‌اند
سالیان سال است،
و جدا از آن، آهن‌ربا
سنگین‌تر از آن است که تکان بخورد
و باید پسش داد
اگر تکانش دهیم.
پس کسل که می‌شویم،
که یعنی بیشتر اوقات،
دِوارهای* بلند را پر می‌کنیم
از LN2
و مایع جوشان را می‌ریزیم
زیر وسایل.
بعد به آن سو می‌دویم
تا هر حباب را ببینیم،
که رقصان بیرون می‌آید
و کارتنک‌های خاکی را جلوی خودش می‌راند.
می‌گویم:
«در جاذبه‌ی صفر محال است.»
تو می‌گویی:
«جاذبه نباشد، کارتنک هم نیست.»

مطلب نسبتاً متفاوتی است، اما جاذبه‌ی غریبی هم دارد. اگر دوست داشتید چیز تازه‌ای را در ع‌ت‌ف تجربه کنید، به http://sfpoetry.com/ سر بزنید تا افق‌های تازه‌ای را بیابید.

*دِوار (Dewar): سر جیمز دوار، شیمیدان و فیزیکدان اسکاتلندی که فلاسک دِوار را برای نگهداری هوای مایع اختراع کرد.