به بهانه‌ی بازگشایی شگفت‌زار

بعضی چیزها هستند که تمام می‌شوند و می‌روند پی کارشان بعضی چیزها هم هستند که تمام نمی‌شوند. آن موقع که شگفت‌زار در نمی‌آمد، خیلی‌ها گفتند، خب دیگر کافی بود، حاصل علاقه و تلاشتان را به جای گذاشتید، بالاخره هر چیزی تمام می‌شود. اما به گمان بعضی چیزها هم هستند که نباید تمام بشوند. رسالت؟ رسالت و هدف را بگذارید کنار.

هنوز مانده تا مخاطبِ فارسی‌زبانِ ادبیات درک کند پشت درهای ادبیاتِ به اصطلاح گمانه‌زن چه دنیای عجیب غریبی انتظارش را می‌کشد. فکر می‌کنم ما این‌جا هستیم که دستِ مخاطب را بگیریم و ببریم پشتِ درها. به شگفت‌زار ببریمش که ببیند زیباییِ ادبیات، تنها آن زیباییِ تعریف شده و شناخته‌شده‌ای نیست که جریان اصلی می‌نامندش. «ما» هم هستیم. پس شگفت‌زار باید ادامه دهد. تلاش کردیم و دوباره دست روی دست هم گذاشتیم و هر جوری بود دوباره آغاز کردیم.
یک چیزهایی هستند که نباید تمام شوند...

سمیه کرمی