به بهانه‌ی بازگشایی شگفت‌زار

من آدم غرغرویی هستم، ولی ناراحتی‌ام از چیزی را چندان بروز نمی‌دهم و به زیر لب ژکیدن اکتفا می‌کنم. همیشه زمانی که شگفت‌زار را دست می‌گرفتم، با خودم غر می‌زدم که مثلا چرا داستان‌ها آن تعدادی که باید نیستند، یا فلان داستان نگارش چقدر ضعیف است و چطور به مجله راه پیدا کرده، اما نهیبی هم به خودم می‌زدم که خب شازده، خودت برای مجله چه کار کرده‌ای و آن موقع ساکت می‌شدم.


من آدمی هستم عاشق فانتزی و علمی‌تخیلی. آشنایی من با آکادمی فانتزی و بعدها تشکیل شگفت‌زار یکی از بهترین اتفاقاتی بودند که می‌توانست برای من و امثال من بیفتد و یکی از غم‌انگیزترین این اتفاقات هم می‌توانست همین ایستادن چرخ شگفت‌زار از حرکت باشد. یکی از دغدغه‌هایم این بود که شگفت‌زار را به مسیر سابقش برگردانم و زمانی که از طرف دوستان به همکاری فراخونده شدم، احساس وظیفه کردم تا بلکه بتوانم گوشه‌ی کوچکی از دین خودم به آکادمی فانتزی را با کمک به شگفت‌زار ادا کنم. پس با بقیه دوستان هم‌بیعت شدیم تا شگفت‌زار را دوباره به دست علاقه‌مندان پرشمارش برسانیم.


من آدم کمال‌گرایی هستم. برای من بسیار مهم است که کارها کاملا طبق برنامه‌ی زمانی انجام شوند و وقتی متعهد به انجام کاری می‌شوم، بر خودم فرض می‌دانم که به هر قیمتی است کار را در زمان معهود و با بهترین کیفیتی که از من برمی‌آید به انجام برسانم. ضامن این عهد هم تیم قوی ویراستاری و ترجمه‌ی شگفت‌زار است که طی سالیان در قالب آکادمی فانتزی و شگفت‌زار تونسته با سوهان زدن و صیقلی کردن ترجمه‌ی همکاران مجله، نسل جدید مترجمان رو پرورش دهد و به جامعه‌ی ادبی ایران تقدیم کند. حال شگفت‌زار برگشته تا راه پیشین را با ترکیبی از نیروهای جدید و قدیمی پی بگیرد.


ما آدم‌های کنجکاوی هستیم. شاید برایتان جالب باشد که به عنوان جدیدترین عضو هیأت تحریریه‌ی مجله، از تجربه‌ی کار در این گروه تعریف کنم و این کار را با یک تشبیه انجام می‌دهم. احتمالا خیلی‌ از خواننده‌های این مجله با دنیای جهان‌صفحه تری پرچت آشنا باشند. دنیای بسیار جذاب، پر رمز و راز و رویایی‌ای که در نوع خودش شگفت‌زاری است. این دنیا با تمام عظمتش بر پشت لاک‌پشتی عظیم‌الجثه قرار دارد به اسم آتوئین، و این لاک‌پشت هم به نوبه‌ی خودش روی دوش چهار فیل بزرگ قرار گرفته است. در جذاب بودن جهان‌صفحه حرفی نیست، ولی بار این صفحه بر دوش حاملانش سنگینی می‌کند. دانشمندان زیادی از سرتاسر جهان صفحه سعی کردند دلیل این همه جان‌سختی لاک‌پشت و فیل‌ها را پیدا کنند؛ اما راه به جایی نبردند. بار شگفت‌زار هم بر دوش سردبیر اون آتوئین، و اعضای هیأت تحریریه فیل‌ها است. اون آدم غرغرویی که قبلا به شما گفتم، حالا سعی می‌کند مشکلاتی را که قبلا می‌دید و متذکر نمی‌شد رفع کند. اگر شما هم مثل ما دغدغه‌ی این ژانر ادبی را دارید، به ما بپیوندید و در تولید محتوایی که از آن لذت می‌برید سهیم باشید. و مثل این غرغرو رفتار نکنید، انتقادات و پیشنهاداتاون را به ما منتقل کنید و مطمئن باشید نظرات شما چراغ راه ما خواهند بود.

احسان محمدزاده